زندگاني حضرت علي الهادى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٦ - زندگى امام هادى عليه السلام

بود كه قصد دارد بر ضدّ خليفه دست به قيام و شورش زند. امام عليه السلام نيز نامه‌اى به متوكّل نوشت و ساحت خود را از اين اتهام مبرّا كرد. متوكّل در ادامه نامه فوق چنين مى‌نويسد:

اميرالمؤمنين به جاى عبداللَّه بن محمّد، محمّد بن فضل را والى مدينه مقرر كرده است و به او فرموده است كه تو را مورد احترام و تجليل قرار دهد و به فرمان و نظر تو گوش سپارد تا بدين ترتيب به خداى و اميرالمؤمنين تقرّب جويد.

امير المؤمنين به (ديدار) شما مشتاق است و دوست مى‌دارد بار ديگر با شما تجديد عهد كند و به سيماى شما بنگرد. [١]

چون امام هادى عليه السلام به سامرّاء آمد، متوكّل بر آن شد تا از قدر و منزلت آن‌حضرت در نزد مردم بكاهد. از اين رو دستور داد امام را پيش از آنكه به نزد وى ببرند براى سه روز در كاروانسراى گدايان منزل دهند.

غافل از آنكه منزلت امام در پيشگاه خدا يابندگان پاك سرشت او بسته به منزلى كه در آن سكنى مى‌گيرد و يا ثروتى كه دارد نيست، بلكه بسته به ميزان زهد او در دنيا و اشتياقش بدانچه نزد خداست، مى‌باشد. بنابر اين صبر و شكيب او بر اهانتها و آزارها، آن هم در راه خدا، جز بر ميزان نزديكى او به خداوند نخواهد افزود.

يكى از پيروان امام هادى عليه السلام به نام صالح بن سعد، در همان مكان متواضع به خدمت آن‌حضرت رسيده به وى گفت: فدايت شوم! اينان‌


[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ٣٠١.