زندگاني حضرت علي الهادى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٥ - زندگى امام هادى عليه السلام

را تحت نظر داشته باشد و هم بتواند در مواقع ضرورى براحتّى بر وى فشار وارد كند.

به نظر مى‌رسد كه متوكّل پس از آنكه نامه‌هاى پى در پى از حجاز مبنى بر آنكه اهالى مكّه و مدينه به آن‌حضرت گرايش دارند دريافت كرد، خواستار آمدن آن‌حضرت به نزد خود شد.

چنين مى‌نمايد كه متوكّل همسر خويش را در پى تحقيق از كسانى كه اين نامه‌ها را براى او فرستاده بودند، روانه كرد. از نحوه دعوت امام چنين بر مى‌آيد كه متوكّل از ناحيه آن‌حضرت بشدّت احساس نگرانى مى‌كرده زيرا با فرستادن گروهى بطور مخفيانه، چنان كه گذشت، در صدد تحقيق و تفحُص از اين امر بوده است.

متوكّل طى يك نامه ملاطفت آميز به امام هادى عليه السلام آن‌حضرت را به سوى خود فرا خواند. در اين نامه چنين آمده بود:

اميرالمؤمنين چنين ديد كه عبد اللَّه بن محمّد را به خاطر نا ديده انگاشتن حق شما و كوچك شمردن منزلت و شأن شما و نيز نسبت دادن برخى از مسائل به شما از مسئوليّت جنگ و نماز در مدينه از منصب و مقام بر كنار دارد. زيرا اميرالمؤمنين بى گناهى شما را در آن مسائل بخوبى مى‌داند و از صدق نيت و نيكو كارى و گفتار شما با خبر است و مى‌داند كه شما در صدد گرفتن كار خلافت نيستيد. [١]

عبد اللَّه بن محمد، قبلًا نامه‌اى به متوكّل نگاشته و امام را متهم ساخته‌


[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ٣٠١.