زندگاني حضرت علي الهادى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩ - نقطه عطف جنبش مكتبى
ابو هاشم به آنها گفت: به خدا قسم چون او را ببينيد به خاطرش با حقارت و ذلّت از مركبهايتان پياده مىشويد. مدّتى نگذشته بود كه امام به طرف آن جمع آمد و تا چشم حاضران به او افتاد همگى از مركبهاى خود فرود آمدند. سپس ابو هاشم از آنها پرسيد: مگر ادعا نمىكرديد كه به خاطر او فرود نخواهيد آمد؟ آنها پاسخ دادند: به خدا قسم ما اختيار دار خويش نبوديم كه فرود آمديم. [١]
هر گاه امام هادى بر متوكّل وارد مىشد، پردهها را برايش كنار مىزدند و با تمام وقار آنحضرت را مورد احترام قرار مىدادند. در روايت آمده است: يكى از اشرار، روزى به متوكّل گفت: هيچ كسى با تو بيشتر از آن نمىكند كه تو با هادى مىكنى. در خانه كسى نمىماند جز آن كه او را خدمت مىكند و زحمت بالا زدن پرده و باز كردن درب را بعهده مىگيرند حال آنكه اگر مردم اين مسائل را بفهمند خواهند گفت: اگر خليفهاز شايستگى وى براى خلافت بىخبر نبود بااو چنينرفتار نمىكرد. [٢]
از اين حديث مفصّل كه گوشهاى به بحث ما مرتبط بود نقل كرديم، بر مىآيد كه آنحضرت حتّى در كاخ ستمگرترين خليفه عبّاسى در عصر خودش يعنى متوكّل، از چه شكوه و جلالى برخوردار بوده است.
آنحضرت چون بر خليفه وارد مىشد، با وى به حق به موضعگيرى و گفتگو مىپرداخت. به عنوان مثال روزى آنحضرت نزد متوكّل رفت.
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٣٧.
[٢] - همان مأخذ، ص ١٢٨.