زندگاني حضرت علي الهادى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨ - نقطه عطف جنبش مكتبى

درخواست كنيم، اجابتمان كند و مى‌ترسيم از اين شيوه منحرف شويم كه او نيز از ما روى گرداند..

عرض كردم: فتح وزير متوكل به من چنين و چنان گفت. امام فرمود:

او به ظاهر، ما را دوست دارد و در باطن از ما كناره مى‌گيرد. دعا براى كسى است كه پروردگارش را مى‌خواند: چون در طاعت خدا خود را خالص كردى و به رسول خدا صلى الله عليه و آله و به حقّ ما اهل بيت اعتراف نمودى و از خدا چيزى در خواست كردى، تو را بى بهره نگذارد. [١]

٣- امام هادى در سامرّا كه مركز خلافت بود سكونت داشت و نزد متوكّل مى‌رفت. راويان در باره نحوه ورود آن‌حضرت بر متوكّل گفته‌اند:

زمانى كه امام هادى به كاخ متوكل نزديك مى‌شد هيچ يك از كسانى كه بر در كاخ متوكل منتظر ايستاده بودند، از هيبت و جلال امام چاره‌اى جز پياده شدن از مركبهاى خويش نداشتند.. محمّد فرزند حسن فرزند اشتر علوى، يكى از اين صحنه‌ها را چنين نقل مى‌كند:

با پدرم بر در كاخ متوكّل بوديم. در آن هنگام من بچه بودم و در ميان عدّه‌اى از خاندان ابو طالب وبنى عبّاس و سپاهيان قرار داشتم. چون امام هادى عليه السلام وارد شد همه مردم از مركبهاى خود پياده شدند تا آن‌حضرت به درون رفت. يكى از حاضران به ديگران گفت: چرا به خاطر اين بچّه پياده شويم در حالى كه او نه شريفتر از ما و نه بزرگتر و سالخورده‌تر و داناتر از ما است؟ آن عدّه گفتند: به خدا سوگند براى او پياده نمى‌شويم.


[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٢٧.