دانشنامه مهدویت و امام زمان عجل الله تعالی فرجه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٦ - دیدگاه کلی قرآن درباره پایان تاریخ
دیدگاه کلی قرآن درباره پایان تاریخ
دیدگاه قرآن درباره سرانجام بشر، دیدگاهی خوشبینانه است و در آن پایان
دنیا پایانی روشن و سعادتآمیز دانسته شده است. سرانجامِ سعادتمند جهان،
همان تحقّق کامل غرض از آفرینش انسانها است که چیزی جز عبادت خداوند
نخواهد بود: «وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدونَ». [١]
عبودیّت الهی در سطوح گوناگون فردی و اجتماعی آن، براساس برنامهریزی
خداوند و در چارچوب اصل اختیار واقع شده و غالب انسانها از آن بهرهمند
میشوند: «وَعدَاللّهُ الَّذِینَ ءَامَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّلِحتِ
لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ... وَلَیُمَکِّننَّ لَهُمْ دِینَهُم
الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعدِ خَوفِهِمْ أَمْناً
یَعْبُدُونَنِی لاَیُشْرِکُونَ بِیشَیئاً» [٢] و «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ
رَسُولَهُ بِالهُدی وَدِینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»
[٣] و [٤] .
آیات ناظر به آینده جوامع انسانی، بر عنصر خوشبینی در
جریان کلّی نظام طبیعت و طرد عنصر بدبینی درباره پایان کار بشر، تأکید
ورزیده، به نوعی فلسفه تاریخ بر اساس سیر صعودی و تکاملی آن اشاره دارد.
[٥] از نگاه اسلام، دین با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف، در کاملترین شکل
خود به بشر عرضه شده است: «اَلیَومَ أَکمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتمَمتُ
عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَرَضیتُ لَکُم الإِسلمَ دِیناً» [٦] و همواره با
انتقال از جامعهای به جامعه دیگر شکوفاتر میگردد: «مَنْ یَرتَدَّ
مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللّهُ بِقَومٍ یُحِبُّهُمْ
وَیُحِبُّونَهُ» [٧] و [٨] خداوند از پیامبران گذشته، پیمان گرفته که به
پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله ایمان آورده، به او یاری رسانند. [٩] .
بنابراین،
تمام نبوّتها و شرایع پیشین، مقدمه و پیش در آمد شریعت ختمیّهاند. [١٠]
از ظاهر برخی آیات، چون «والسَّبقونَ السَّبِقونَ، أُولئِکَ
المُقرَّبوُنَ...، ثُلَّةٌ مِن الأَوَّلین، وَقَلیلٌ مِن الأَخِرین» [١١] و
نیز بعضی روایات [١٢] بر میآید که پیشینیان از مردم آخِرُالزّمان، فضیلت و
مرتبه بالاتری داشتهاند؛ [١٣] امّا اهل تفسیر، سبقت گرفتگان را پیامبران و
اصحابشان دانسته و سبقت را فضیلتی برای اقوام گذشته نشمردهاند؛ زیرا
طبیعی است که اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله، نسبت به تمام پیامبران دیگر و
اصحابشان بسیار کمتر باشند. [١٤] البته روایاتی نیز حاکی از نسخ آیه مزبور
نقل شده [١٥] که درست به نظر نمیرسد [١٦] و به دلیل سطح بالای معرفت مردم
آخِرُالزّمان، معجزات حسّی اقوام گذشته، جای خود را در اسلام به معجزه
عقلی و علمی (قرآن) میدهد. [١٧] .
طبق روایات، سوره توحید و شش آیه
آغازین حدید، برای اقوامی در آخِرُالزّمان نازل شده که در کاوشهای دینی،
از اقوام پیشین ژرف اندیشتر و دقیقاند. [١٨] در روایات متعدد دیگر نیز
دوره آخِرُالزّمان و مردم آن - به رغم وقوع فتنهها و آشوبهای بسیار -
بهترین زمان و بهترین مردم شناسانده شدهاند. [١٩] بنابراین، میان دیدگاه
خوشبینانه اسلام درباره پایان تاریخ و ظهور آفتهای اجتماعی بسیار در آن
دوره، هیچگونه تنافی وجود ندارد. برخی از پیامبران نیز به دلیل فضیلت مردم
آخِرُالزّمان، از خداوند خواستهاند که نام و راهشان در میان آنان جاوید
بماند. [٢٠] و [٢١] قرآن، امت پیامبر را معتدلترین و در نتیجه کاملترین
«و کَذلِکَ جَعَلنکُمْ أُمَّةً وَسَطاً» [٢٢] و [٢٣] و بهترین امّت «خَیرَ
أُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» [٢٤] معرفی میکند. [٢٥] بر همین اساس،
خوارق عادت در آخِرُالزّمان به کمترین میزان رسیده، خداوند از طریق سنتهای
طبیعی تاریخ، جوامع بشری را با آزمایشهای مختلف به حدی از بلوغ، شعور و
تجربه میرساند که زمینه حکومت جهانی صالحان مهیا شده [٢٦] و براساس سنّت
همیشگی خویش، مؤمنان را بر همه موانع چیره ساخته، به فتح و پیروزی پایدار
میرساند: «إِنَّهُم لَهُم المَنصُورونَ ، وِإِنَّ جُندَنا لَهُمُ
الغَلِبونَ». [٢٧] .
از مجموعه مباحث گذشته میتوان نتیجه گرفت که دوره
اسلامی، همان دوره آخِرُالزّمان است که تحقّق کامل دیدگاه مثبت اسلام،
درباره پایان تاریخ، در عصر ظهور امام مهدیعلیه السلام به وقوع خواهد
پیوست. [٢٨] .
[١] ذاریات (٥١)، آیه ٥٦.
[٢] نور (٢٤)، آیه ٥٥.
[٣] توبه (٩)، آیه ٣٣؛ فتح (٤٨) آیه ٢٨؛ صف (٦١)، آیه ٩.
[٤] تاریخ الغیبةالکبری، ص ٢٣٩ - ٢٣٣؛ تاریخ ما بعدالظهور، ص ٣٣.
[٥] قیام و انقلاب مهدی، ص ٦ و ١٤.
[٦] مائده (٥)، آیه ٣.
[٧] مائده (٥)، آیه ٥٤.
[٨] فلسفه تاریخ، ص ٢٥١ - ٢٤٧.
[٩] آل عمران (٣)، آیه ٨١.
[١٠] نهجالبلاغه، ص ٢٠؛ خاتمیّت، ص ٢١.
[١١] واقعه (٥٦)، آیه ١٣ - ١٠ و ١٤.
[١٢] صحیح بخاری، ج ٤، ص ٢٢٨ و ٢٢٩.
[١٣] بیضاوی، ج ٥، ص ٢٨٤؛ من وحی القرآن، ج ٢١، ص ٣٢٩.
[١٤] نهجالبیان، ج ٥، ص ١٣٥؛ نمونه، ج ٢٣، ص ٢٠٧.
[١٥] الدرّالمنثور، ج ٨، ص ٨.
[١٦] الکشاف، ج ٤، ص ٤٥٩.
[١٧] الاتقان، ج ٢، ص ٢٥٢.
[١٨] الکافی، ج ١، ص ٩١.
[١٩] بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٢٤ و ١٢٥؛ الغیبة، ص ٢٠٦.
[٢٠] شعرا (٢٦)، آیه ٨٤.
[٢١] البرهان، ج ٤، ص ١٧٤.
[٢٢] بقره (٢)، آیه ١٤٣.
[٢٣] خاتمیت، ص ١٩.
[٢٤] آل عمران (٣)، آیه ١١٠.
[٢٥] نمونه، ج ٢٣، ص ٢٠٨.
[٢٦] تاریخ الغیبةالکبری، ص ٢٤٤ - ٢٤٢.
[٢٧] صافات (٣٧)، آیه ١٧٢ و ١٧٣.
[٢٨] دایرةالمعارف قرآن کریم، ج ١، ص ١١٩ - ١١٥.