دانشنامه مهدویت و امام زمان عجل الله تعالی فرجه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٣ - خروج سفیانی
خروج سفیانی
پیش از قیام حضرت مهدیعلیه السلام مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام
خروج میکند و با تظاهر به دینداری، گروه زیادی از مسلمانان را فریب میدهد
و بخش گستردهای از سرزمینهای اسلامی را به تصرف خود در میآورد. او بر
مناطق پنجگانه - شام، حمص، فلسطین، اردن، قنسرین و منطقه عراق - سیطره
مییابد و در کوفه و نجف، به قتل عام شیعیان میپردازد و برای کشتن و یافتن
آنان جایزه تعیین میکند. [١] .
از روایات استفاده میشود مدت حکومت او
نه ماه است. [٢] سفیانی، با این که از خبیثترین و پلیدترین مردمان است؛
ولی همواره ذکر «یا رب یا رب» بر زبانش جاری است. [٣] .
وی آن گاه که از
ظهور حضرت حجّتعلیه السلام با خبر میگردد، با سپاهی عظیم به جنگ وی
میرود. وی در منطقه «بیداء» (بین مکه و مدینه) با سپاه امامعلیه السلام
برخورد میکند و به امر خدا، همه لشکریان وی - به جز چند نفر - در زمین فرو
میروند و هلاک میشوند. [٤] ([ خسف به بیداء)
از روایات استفاده
میشود خروج سفیانی از نشانههای حتمی ظهور است [٥] ؛ ولی این که سفیانی
کیست و چه ویژگیهایی دارد و چگونه خروج میکند و... چندان روشن نیست. از
برخی روایات استفاده میشود: نام وی عثمان بن عنبسه [٦] و از خاندان
ابوسفیان است که در دوره غیبت خروج میکند. البته برخی این احتمال را مردود
و سند آن روایات را ضعیف دانستهاند. [٧] .
در برخی از روایات از
امامعلیه السلام در مورد نام سفیانی پرسیده شد و آن حضرت از بیان آن
خودداری کردند؛ [٨] حال آنکه اگر نام وی مشخص بود، دلیلی نداشت که از بردن
نام وی خودداری کند.
برخی معتقدند: سفیانی فرد مشخصی نیست؛ بلکه فردی
است با ویژگیهای ابوسفیان که در آستانه ظهور حضرت مهدیعلیه السلام به
طرفداری از باطل، خروج میکند و مسلمانان را به انحراف میکشاند.
اینها
در بیان نظر خود میگویند: در حقیقت، ابوسفیان، به عنوان سر سلسله
سفیانیان، سمبل و نماد پلیدی است او غارتگری بود که با رباخواری، زورگویی و
چپاول اموال مردم، ثروتهای هنگفتی به چنگ آورده بود و از راه فریب و
استثمار تودههای ستم کشیده و ترویج خرافات و دامن زدن به نظام طبقاتی
جاهلی، قدرت فراوانی داشت.
ابوسفیان، به عنوان سردمدار شرک و بت پرستی و
سرمایه داری طاغوتی، هر نوع حرکت و جنبشی را که دم از عدالت، برادری و
آزادی میزد، دشمن شماره یک خود میدانست و با قدرت تمام در برابر آن به
مبارزه بر میخاست. [٩] .
بر اساس این دیدگاه سفیانی، فردی است با این
ویژگیها که در برابر انقلاب بزرگ و جهانی حضرت مهدیعلیه السلام خروج
میکند و تلاشهای فراوانی برای رودررویی با آن به عمل میآورد.
بنابراین،
در حقیقت سفیانی یک جریان است، نه یک شخص. سفیانی جریان باطل در بستر
تاریخ است، و بر فرض هم که سفیانی را از نسل ابوسفیان بدانیم، اشکالی به
وجود نمیآید و آخرین مهره این زنجیره، همان سفیانی است که در آستانه ظهور
قائم علیه السلام خروج میکند.
[١] کمال الدین و تمام النعمة، ج ٢، ص ٦٥١.
[٢] کتاب الغیبة، ص ٤٤٩.
[٣] همان، ج ٢، ص ٦٥١، ح ١٠؛ الغیبة، ص ٣٠٦.
[٤] الغیبة، ص ٢٧٩، ح ٦٧؛ همچنین ر.ک: کتاب الفتن، ص ١٦٨.
[٥] الکافی، ج ٨، ص ٣١٠، ح ٤٨٣؛ الغیبة، ص ٢٧٠، ح ٤٢.
[٦] کمالالدین، ج ٢، ص ٣٦٥، ح ٩.
[٧] جامعالرواة، ج ٢، ص ١٥٦، اختیار معرفة الرجال، شیخ طوسی، ص ٥٤٥.
[٨] بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٠٦.
[٩] چشم به راه مهدیعلیه السلام، ص ٢٧٤.