دانشنامه مهدویت و امام زمان عجل الله تعالی فرجه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠٦ - محمد بن نصیر نمیری
محمد بن نصیر نمیری
یکی از رقبای محمدبن عثمان بود و نیابت وی را قبول نداشت و خود مدعی
نیابت بود. شیخ طوسی در رجال خود، در اصحاب امام جوادعلیه السلام دو بار از
او نام برده و هیچ شرحی درباره او نداده است. [١] .
علامه حلیرحمه
الله در رجال خود، در دو جا از ایشان نام برده، مینویسد: محمدبن نصیر
نمیری کسی است که امام هادیعلیه السلام او را لعن کرده است!
در جایی
دیگر میگوید: ابن غضائری درباره او گفته است: محمدبن نصیر از نظر علمی، از
فضلای بصره بود [و از نظر عقیدتی] ضعیف بود. فرقه «نصیریه» را او تأسیس
کرده و به او نسبت داده میشود. [٢] .
در رجال کشی نیز شرح حال ایشان
مطرح است و به نظر ایشان امام هادیعلیه السلام سه نفر را لعن کرده که یکی
از آنها محمدبن نصیر نمیری است. [٣] و در جای دیگر از «عبیدی» نقل میکند
که: «امام حسن عسکریعلیه السلام - بدون اینکه من سؤالی از او بکنم -
نامهای به سوی من فرستاد و در آن نامه از محمدبن نصیر نمیری و حسن بن
محمدبن باباقمی، اعلان انزجار کرده، فرمود: تو و جمیع دوستداران ما، از
آنان دوری جویید و من آنها را لعن میکنم و لعنت خدا نیز بر آنها باد! آنان
از نام ما سوء استفاده کرده و اموال مردم را میخورند و فتنه انگیزی
میکنند! آنان ما و شیعیان ما را اذیت کردند! خداوند آنها را اذیت میکند و
آنان را در فتنهای که ایجاد کردهاند، مغلوب و نابود سازد!» [٤] .
عقاید انحرافی محمد بن نصیر نمیری:
وی
عقاید کفرآمیز و الحادی داشت که سعی مینمود آن را در بین عامّه مردم
منتشر سازد. محمدبن موسیبن حسنبن فرات نیز اسباب کار او را فراهم و او را
تقویت میکرد. [٥] .
ابن فرات از خاندان معروف بنوفرات بود. وی در
بغداد و کوفه محدثی معروف بود و به نظر میرسد نخستین فرد از خاندان
بنوفرات است که مقامی در حکومت عباسی به دست آورد. [٦] از اینجا نقش حکومت
در حمایت و پشتیبانی از خطوط انحرافی روشن میشود. و عقاید نمیری در کتاب
الغیبة، رجال کشی و فرق الشیعه بیان شده است.
سعدبن عبداللّه اشعری
گوید: «محمدبن نصیر نمیری مدعی بود که پیغمبر است و امام هادیعلیه السلام
او را مبعوث کرده است. عقیده به تناسخ داشت و معتقد به خدایی امام
هادیعلیه السلام بود، نزدیکی با زنان محارم را جایز میدانست و عمل همجنس
بازی را حلال کرده بود! نمیری این را موجب تواضع، فروتنی و تذلل مفعول و
لذت و کامرانی فاعل میدانست و میگفت: خدا هیچ یک از اینها را بر بندگانش
حرام نکرده است!» [٧] .
طرفداران او قومی بودند که عبادات و شرعیات را
ترک کردند و منهیات و محرمات را حلال شمرده، گفتند: دین یهود بر حق است و
ما از آنها نیستیم و دین نصارا برحقاست و ما ازآنها نیستیم!
سعدبن
عبداللّه میگوید: نمیری در آخر عمر بیمار شد و در آن حال مرد. در آن
بیماری از وی پرسیدند: جانشین تو کیست؟ او با زبان ضعیف و گرفتهای گفت:
احمد؛ ولی کسی نفهمید احمد کیست! به همین جهت این حرف موجب انشعاب پیروان
او شد. عدهای گفتند: مقصود نمیری، احمد فرزندش بوده است. جمعی گفتند:
احمدبن محمدبن موسی بن فرات است و فرقهای گفتند: منظور وی احمدبن موسی بن
فرات است و فرقهای گفتند: منظور وی احمدبن ابوالحسین بن بشربن یزید است.
این انشعاب باعث پراکندگی اتباع او گردید. [٨] .
[١] رجال، ص ٤٠٥، رقم ٧ و ص ٤٠٧، رقم ٢٣.
[٢] رجال، علامه حلی، ص ٢٥٧ - ٢٥٤.
[٣] اختیار معرفة الرجال، ج ٢، ص ٨٠٥.
[٤] اختیار معرفةالرجال، ح ٢، ص ٨٠٥.
[٥] کتاب الغیبة، ص ٣٩٨.
[٦] تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص ١٦٩.
[٧] کتاب الغیبة، ص ٣٩٨، ح ٣٧١؛ اختیار معرفةالرجال، ج ٢، ص ٨٠٥؛ فرق الشیعه، ص ١٠٣؛ معجمالرجال الحدیث، ح ١٧، ص ٢٩٩.
[٨] ر.ک: کتاب الغیبة، ص ٣٩٩، ح ٣٧٣.