دانشنامه مهدویت و امام زمان عجل الله تعالی فرجه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣ - احمد بن اسحاق قمی
احمد بن اسحاق قمی
احمدبن اسحاق قمی، بزرگ شیعیان قم و از اصحاب امام جواد، هادی و
عسکریعلیه السلام بود. او به دیدن حضرت صاحب الزّمانعلیه السلام شرفیاب
گردید او از وکلای حضرت عسکریعلیه السلام و حضرت مهدیعلیه السلام بود.
[١] در خاندان امامت از شأن و مرتبه والایی نیز برخوردار بود که نمونهای
از آن حدیث در کمالالدین و تمام النعمة نقل شده است.
شیخ صدوقرحمه
الله با ذکر سند نوشته است: احمدبن اسحاق گوید: بر امام عسکریعلیه السلام
وارد شدم و میخواستم از جانشین پس از وی پرسش کنم؛ او آغاز سخن کرد و
فرمود: ای احمد بن اسحاق! خدای تعالی از زمان آدمعلیه السلام زمین را خالی
از حجّت نگذاشته است و تا روز قیامت نیز خالی از حجّت نخواهد گذاشت. به
واسطه او بلا را از اهل زمین دفع میکند و به خاطر او باران میفرستد و
برکات زمین را بیرون میآورد.
گوید: پرسیدم: ای فرزند رسول خدا امام و
جانشین پس از شما کیست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در
حالی که بر شانهاش کودکی سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده
میدرخشید. پس فرمود: ای احمدبن اسحاق! اگر نزد خدای تعالی و حجّتهای او
گرامی نبودی، این فرزندم را به تو نمینمودم. او همنام و هم کنیه رسول
خداصلی الله علیه وآله است، کسی است که زمین را پر از عدل و داد میکند؛
همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد.
ای احمدبن اسحاق! مَثَل او در این
امّت، مَثَل خضر و ذوالقرنین است، او غیبتی طولانی خواهد داشت که هیچ کس در
آن نجات نمییابد؛ مگر کسی که خدای تعالی او را در اعتقاد به امامت ثابت
بدارد و در دعا به تعجیل فَرَج موفّق سازد.
احمد بن اسحاق گوید: پرسیدم:
ای مولای من! آیا نشانهای هست که قلبم بدان مطمئن شود؟ آن کودک به زبان
عربی فصیح به سخن در آمد و فرمود: «اَنَا بَقِیَّةُ اللّهِ فی اَرْضِهِ
وَالمُنْتَقِمِ مِنْ اَعْدائِهِ». ای احمد بن اسحاق! پس از مشاهده،
جستوجوی نشانه مکن!
احمدبن اسحاق گوید: من شاد و خرّم بیرون آمدم و
فردای آن روز به نزد امام عسکریعلیه السلام بازگشتم و گفتم: ای فرزند رسول
خدا! شادی من به واسطه منّتی که بر من نهادید، بسیار است، بفرمایید آن
سنّتی که از خضر و ذوالقرنین دارد چیست؟ فرمود: ای احمد! غیبت طولانی،
گفتم: ای فرزند رسول خدا! آیا غیبت او به طول خواهد انجامید؟ فرمود: به خدا
سوگند چنین است تا به غایتی که اکثر معتقدان به او بازگردند و باقی نماند
مگر کسی که خدای تعالی عهد و پیمان ولایت ما را از او گرفته و ایمان را در
دلش نگاشته و با روحی از جانب خود مؤید کرده باشد.
ای احمدبن اسحاق! این
امری از امر الهی و سرّی از سرّ ربوبی و غیبی از غیب پروردگار است، آنچه
به تو عطا کردم، بگیر و پنهان کن و از شاکران باش تا فردا با ما در علّیّین
باشی». [٢] .
احمدبن اسحاق در یکی از سفرها چون به شهر حلوان رسید،
بیمار شد و در آنجا وفات یافت. همراهانش او را در کفنی که حضرت امام حسن
عسکریعلیه السلام یا حسینبن روح - بنا به اختلاف روایات - برایش ارسال
داشته بودند، کفن کرده و در همانجا به خاک سپردند.
[١] ر.ک: کمالالدین و تمام النعمة، ج ٢، باب ٤٣، ش ١٦.
[٢] کمال الدین و تمام النعمة، ج٢، باب ٣٨، ح١.