اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٥ - اين نظريه از جهاتى مردود است
مرگ موقّت كرده بود بلكه هدف تعيين مقدار معطلى دورانِ مرگ موقت مى باشد، واين كه به طور مردد مى گويد يك روز يا نيم روز به سر برده است، به خاطر اين است كه گويا صبح گاه قبض روح شده و در طرف عصر به زندگى مجدد گام نهاده بود و تصور مى كرد كه لحظه حيات نو، عصر همان روز و يا عصر روز پسين است، از اين جهت به طور مردد گفت: نيم روز يا يك روز.
اين نظر نه تنها در داستان عزير صحيح نيست، بلكه با سرگذشت اصحاب كهف نيز سازگار نمى باشد و مراجعه به آيات مربوط به اين گروه اين حقيقت را روشن مى سازد، زيرا قرآن پس از بيان پناهندگى آنان به غار و اين كه آفتاب به گونه اى صبح وعصر بر غار آنان مى تابيد كه اگر كسى آنان را مى ديد، چنين مى انديشيد كه ايشان بيدارند، در حالى كه همگى را خواب ربوده بود و....
چنين مى فرمايد:
(وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوماً أَوْ بَعْضَ يَوم...)(كهف/١٩).
«ما چنين آنان را برانگيختيم تا از يكديگر سؤال كنند، يكى از آنان گفت: در (اين غار) چقدر به سر برده ايد؟ آنان گفتند: يك روز يا نيم روز...».
بى شك سياق آيات مى رساند كه مقصود، اندازه گيرى دوران خواب شبيه مرگ آنهاست، نه دوران زندگى پيش از خواب.
روشن ترين گواه بر اين كه مقصود دوران خواب شبيه مرگ است، نه دوران زندگى پيش از خواب، همان پاسخ و انتقاد خداست از پندار آنان آنجا كه مى فرمايد:
(وَ لَبِثُوا فِى كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَة سنينَ وَ ازْدادوا تِسْعاً) (كهف/٢٥).