اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٣ - نظريه ششم زندگى برزخى فاقد زمان است
اين نظر را استاد بزرگوار آقاى طباطبايى دامت بركاته درپاسخ سؤال اينجانب مطرح فرمودند، ولى به نظر نگارنده نارسايى دارد كه ذيلاً بيان مى گردد:
اوّلاً: اين نظر درباره ارواح و نفوسى كه از تجرد كامل برخوردارند صحيح و پابرجاست، نه مانند ارواح انسان هايى كه غالباً پيش از تجرد كامل، بدن را ترك مى گويند و به برزخ مى شتابند. خلاصه در فلسفه اسلامى ثابت شده است كه هر روحى از تجرد كامل برخوردار نيست، تجرد كامل براى روح در صورتى است كه روح در بقاى خود كاملاً از بدن بى نياز گردد و بدن براى او جز يك انگل زائد شمرده نشود و يك چنين تجرّد كامل جز براى «اوحدى» از مردم رخ نمى دهد روح و روان اكثر مردم با يك تجرد بسيار ناقص، آميخته با ماديگرى همراه مى باشند و شايد يكى از علل اينكه به آن جهان، برزخ مى گويند، اين است كه آن جهان حد فاصلى است ميان ماديگرى و تجرد كامل. گواه روشن بر اين كه در آن جهان، تجرد كامل وجود ندارد اين است كه ابدان برزخى هرچند پذيرش و انفعال ندارند ولى از آثار ماده پيراسته نمى باشند. در آنجا ديدنيها، شنيدنيها، بوييدنيها، چشيدنيها و... وجود دارد، واين گروه از آنها بهره مى برند و همه آنها از آثار ماده است. بنابر اين، تصوّر اين كه در آنجا زمان وجود ندارد، چون ماده وجود ندارد، تصور پا برجايى نيست، بلكه تمام آثار مادى به صورت لطيف تر وجود خواهد داشت.
در فلسفه اسلامى، عوالم هستى امكانى به سه بخش تقسيم گرديده است كه به اصول آنها اشاره مى كنيم:
١. جهان عقل: موجود مجردى كه از ماده و آثار ماده پيراسته است.
٢. عالم مثال: كه در اصطلاح متشرعه به آن برزخ مى گويند، در اين جهان، از خود «ماده» خبرى نيست ولى از آثار ماده حتى از انقسام و برخى از