اصالت روح از نظر قرآن
(١)
معارف عقلى در قرآن
٣ ص
(٢)
روح در قلمرو تفسير موضوعى
٥ ص
(٣)
1 نظريات پنجگانه درباره روح
٩ ص
(٤)
2 دلايل سه گانه وجود روح
١٦ ص
(٥)
اين من كيست؟
١٦ ص
(٦)
١٧ ص
(٧)
2
١٨ ص
(٨)
3
١٩ ص
(٩)
1 دميدن روح پس از تسويه
٢١ ص
(١٠)
ب آفرينش ديگر
٢٢ ص
(١١)
ج قبض روح ستمگران
٢٣ ص
(١٢)
4 خود فراموشى
٢٣ ص
(١٣)
5 الهام بديها و خوبيها
٢٤ ص
(١٤)
3 شخصيت انسان همان روح اوست
٢٥ ص
(١٥)
4 آيا روح مولود تكامل ماده است؟
٣١ ص
(١٦)
5 تجرّد نفس از ماده
٣٣ ص
(١٧)
دلايل پيراستگى روح از ماده
٣٦ ص
(١٨)
دليل اول انطباق بزرگ بر كوچك محال است
٣٦ ص
(١٩)
دليل دوم واقعيت انسان، خواص عمومى مادى را ندارد
٣٨ ص
(٢٠)
1 انقسام و تجزيه
٣٨ ص
(٢١)
2 در پوشش زمان
٣٨ ص
(٢٢)
3 در پوشش مكان
٣٩ ص
(٢٣)
دليل سوم تصديق يكى از عمليات روح، قابل تجزيه نيست
٤٠ ص
(٢٤)
دليل چهارم يادآورى با مادى بودن سازگار نيست
٤١ ص
(٢٥)
تجرد روح از نظر قرآن
٤٣ ص
(٢٦)
با آيات ديگرى كه بر تجرد روح گواهى مىدهند، آشنا شويم
٤٥ ص
(٢٧)
6 جاودانگى روح پس از مرگ
٤٧ ص
(٢٨)
1 شهيدان راه خدا زندهاند
٥١ ص
(٢٩)
2 مؤمن سوره يس زنده است
٥٣ ص
(٣٠)
3 فرعونيان بر آتش عرضه مىشوند
٥٤ ص
(٣١)
4 امت نوح پس از غرق، وارد آتش شدند
٥٥ ص
(٣٢)
بخش ديگر از آيات مورد بحث
٥٥ ص
(٣٣)
7 نا آگاهى و زندگى در برزخ
٥٩ ص
(٣٤)
پاسخ
٥٩ ص
(٣٥)
اينك آيات
٦٠ ص
(٣٦)
سرگذشت اصحاب كهف و عُزَير بيرون از گفتار است
٦١ ص
(٣٧)
ياد آورى نكات
٦٥ ص
(٣٨)
نكته نخست
٦٥ ص
(٣٩)
نكته دوم
٦٨ ص
(٤٠)
نكته سوم
٦٩ ص
(٤١)
نظريات ششگانه در رفع اختلاف
٦٩ ص
(٤٢)
نظريه نخست اين تحديد مربوط به زندگى دنيوى است
٧١ ص
(٤٣)
قراين اين نظريه
٧١ ص
(٤٤)
اين نظريه از جهاتى مردود است
٧٤ ص
(٤٥)
نظريه دوم اين تحديد با مقايسه با زندگى اخروى است
٧٧ ص
(٤٦)
نظريه دوم كليت ندارد
٧٩ ص
(٤٧)
نظريه سوم از ناگهانى رستاخيز، مدت را كم مىشمارند
٨٢ ص
(٤٨)
نظريه چهارم مقصود
٨٤ ص
(٤٩)
نظريه پنجم از آن گروهى است كه در برزخ در خوابند
٨٥ ص
(٥٠)
نظريه ششم زندگى برزخى فاقد زمان است
٩٢ ص
(٥١)
8 ارتباط با ارواح
٩٥ ص
(٥٢)
آيه نخست
٩٦ ص
(٥٣)
شهيدان به آنان كه نپيوستهاند نويد مىدهند
٩٦ ص
(٥٤)
احتمال اوّليستبشرون يبشّرون
٩٧ ص
(٥٥)
احتمال دوم
٩٩ ص
(٥٦)
احتمال سوم
١٠٠ ص
(٥٧)
پاسخ يك رشته پرسشها
١٠٢ ص
(٥٨)
1 از كجا معلوم اين حيات، حيات حقيقى باشد؟
١٠٢ ص
(٥٩)
2 آيهها مخصوص شهداى بدر و اُحد است
١٠٢ ص
(٦٠)
3 اين آيهها گواه بر زنده بودن است نه بر وجود ارتباط
١٠٢ ص
(٦١)
4 اطلاعات آنان محدود است
١٠٤ ص
(٦٢)
5 فايده اين بشارت چيست؟
١٠٥ ص
(٦٣)
6 حدود آگاهى آنان چه اندازه است؟
١٠٧ ص
(٦٤)
آيه دوم
١٠٩ ص
(٦٥)
صالح با ارواح قوم خويش سخن مىگويد
١٠٩ ص
(٦٦)
پرسش
١١١ ص
(٦٧)
چرا نگوييم حضرت صالح با گروه باقيمانده سخن گفت نه با افراد نابود شده؟
١١١ ص
(٦٨)
پاسخ
١١٢ ص
(٦٩)
آيه سوم
١١٤ ص
(٧٠)
شعيب با ارواح گذشتگان سخن مىگويد
١١٤ ص
(٧١)
آيه چهارم
١١٦ ص
(٧٢)
پيامبر اسلام
١١٦ ص
(٧٣)
پرسش
١١٨ ص
(٧٤)
فايده سؤال از پيامبران پيشين چيست؟!
١١٨ ص
(٧٥)
پاسخ
١١٨ ص
(٧٦)
معنى دوم از جهاتى صحيح نيست
١٢٠ ص
(٧٧)
اين آيه مربوط به شب معراج است
١٢٢ ص
(٧٨)
پاسخ
١٢٢ ص
(٧٩)
آيه پنجم
١٢٤ ص
(٨٠)
قرآن بر پيامبران درود مىفرستد
١٢٤ ص
(٨١)
درود بر پيامبر در حال تشهد
١٢٥ ص
(٨٢)
نتيجه اين بحث گسترده
١٢٧ ص
(٨٣)
9 ارتباط با ارواح از نظر احاديث
١٣٢ ص
(٨٤)
1 شما از آنان شنواتر نيستيد
١٣٢ ص
(٨٥)
شعر به مطلب رنگ ابديت مىدهد
١٣٣ ص
(٨٦)
2 پيامبر در بقيع سخن مىگويد
١٣٤ ص
(٨٧)
3 پيامبر گرامى
١٣٥ ص
(٨٨)
مىگويد
١٣٥ ص
(٨٩)
4 امير مؤمنان
١٣٦ ص
(٩٠)
5 امير مؤمنان
١٣٦ ص
(٩١)
صراحت اين خطبه قابل انكار نيست
١٣٨ ص
(٩٢)
6 امير مؤمنان
١٣٨ ص
(٩٣)
7 تلقين ميت
١٣٨ ص
(٩٤)
8 ميت صداهاى پاهاى مشايعان را مىشنود
١٤١ ص
(٩٥)
9 روح ميت با حاملان جنازه سخن مىگويد
١٤٣ ص
(٩٦)
10 ميت پاسخ سلام را مىدهد
١٤٤ ص
(٩٧)
10 بررسى دلايل مخالفان ارتباط
١٤٧ ص
(٩٨)
نخستين دليل منكران ارتباط
١٤٧ ص
(٩٩)
پاسخ
١٤٨ ص
(١٠٠)
1 چرا معبود بر حقى جز خدا نيست؟
١٤٩ ص
(١٠١)
2 مقصود از دعوت چيست؟
١٥١ ص
(١٠٢)
3 طرف سخن در آيات كيست؟
١٥١ ص
(١٠٣)
4 معبودهاى دروغين آنان چه بوده است
١٥٣ ص
(١٠٤)
1 هُبَلْ
١٥٤ ص
(١٠٥)
2و3 إساف و نائله
١٥٤ ص
(١٠٦)
4 لات
١٥٤ ص
(١٠٧)
5 عُزّى
١٥٥ ص
(١٠٨)
6 منات
١٥٥ ص
(١٠٩)
7 عميانس
١٥٥ ص
(١١٠)
8 سعد
١٥٥ ص
(١١١)
9 ذو الخلصة
١٥٥ ص
(١١٢)
10 مناف
١٥٦ ص
(١١٣)
5 ضمير مخصوص به ذوى العقل چرا؟
١٥٨ ص
(١١٤)
پاسخ
١٥٨ ص
(١١٥)
6 مرجع ضميرها
١٥٩ ص
(١١٦)
پاسخ
١٥٩ ص
(١١٧)
پاسخ
١٦١ ص
(١١٨)
دليل دوم منكران ارتباط
١٦٢ ص
(١١٩)
تشريح هدف آيات
١٦٣ ص
(١٢٠)
تفسير آيه به نحو ديگر
١٦٨ ص
(١٢١)
پاسخ يك سؤال
١٦٩ ص
(١٢٢)
دليل سوم منكران ارتباط
١٧٠ ص
(١٢٣)
پاسخ
١٧١ ص
(١٢٤)
اينك قراين
١٧٢ ص
(١٢٥)
سؤال ديگر
١٧٦ ص
(١٢٦)
دليل چهارم منكران ارتباط
١٧٨ ص
(١٢٧)
پاسخ
١٧٨ ص
(١٢٨)
پاسخى به گونه ديگر
١٨٢ ص
(١٢٩)
دليل پنجم منكران ارتباط
١٨٤ ص
(١٣٠)
پاسخ سوم
١٨٥ ص
(١٣١)
11 توان روحى إنسان يا ولايت تكوينى
١٨٧ ص
(١٣٢)
تصرف در طبيعت
١٨٩ ص
(١٣٣)
ولايت تشريعى چيست؟
١٩١ ص
(١٣٤)
1 تفويض تشريع احكام
١٩٣ ص
(١٣٥)
2 زعامت سياسى و اجتماعى
١٩٥ ص
(١٣٦)
3 مرجعيت درمعارف واحكام اسلام
١٩٧ ص
(١٣٧)
ولايت تكوينى يا ولايت در تصرف
١٩٨ ص
(١٣٨)
تصرف در جهان آفرينش
١٩٩ ص
(١٣٩)
بندگى خدا نيروبخش است
٢٠٢ ص
(١٤٠)
بندگى خدا يا نزديكى به كانون كمال
٢٠٥ ص
(١٤١)
مقصود از كمال چيست؟
٢٠٦ ص
(١٤٢)
آثار تكوينى بندگى خدا
٢٠٩ ص
(١٤٣)
1 بندگى خدا نفس را مهار مىكند
٢٠٩ ص
(١٤٤)
2 بينش خاصى بر انسان مىبخشد
٢١٠ ص
(١٤٥)
3 تسلط بر افكار پراكنده
٢١١ ص
(١٤٦)
4 انسان خود را جداى از بدن مشاهده مىكند
٢١٢ ص
(١٤٧)
5 بدن تحت فرمان اراده قرار مىگيرد
٢١٤ ص
(١٤٨)
6 طبيعت تحت نفوذ انسان قرار مىگيرد
٢١٤ ص
(١٤٩)
قرآن و قدرتنمايى ارواح كامل
٢١٧ ص
(١٥٠)
1 قدرت نمايى ياران سليمان
٢١٨ ص
(١٥١)
2 قدرت نمايى سليمان
٢٢٠ ص
(١٥٢)
3 تصرف يوسف در بينايى پدر
٢٢٢ ص
(١٥٣)
4 تصرفهاى حضرت مسيح
٢٢٥ ص
(١٥٤)
تفسير غير صحيح
٢٢٨ ص
(١٥٥)
5 حضرت موسى و ولايت بر تصرف
٢٦٢ ص
(١٥٦)
6 تصرفهاى حضرت محمد
٢٣١ ص
(١٥٧)
گواهى از نهج البلاغه
٢٣٣ ص
(١٥٨)
7 اجسام لطيف را مشاهده مىكند
٢٣٦ ص
(١٥٩)
12 پاسخ به يك رشته پرسشها
٢٣٩ ص
(١٦٠)
1 توحيد و ولايت تكوينى
٢٤١ ص
(١٦١)
2 ولايت تكوينى و موضوع بشريت
٢٤٤ ص
(١٦٢)
3 ولايت تكوينى و مسئله غلو
٢٤٨ ص
(١٦٣)
دعايى از امام هشتم
٢٤٩ ص
(١٦٤)
فهرست موضوعات
٢٥٣ ص
(١٦٥)
فهرست محتويات
٢٥٥ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص

اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٢ - تفسير غير صحيح

«رستاخيز نزديك گرديد، وماه شكافته شد، هنگامى كه نشانه اى (اعجازى) ببينند روى مى گردانند و مى گويند همه اينها سحر و جادو است».

هرگز نمى توان گفت دو نيم شدن ماه در آيه مربوط به روز رستاخيز است، زيرا مضمون آيه سوم كه مى گويد:«هنگامى كه نشانه اى مى بينند روى خود را بر مى گردانند و مى گويند همگى سحر است» گواه بر اين است كه دو نيم شدن ماه در اين جهان به عنوان اعجاز در برابر ديدگان مخالفان تحقّق يافته، ولى آنها آن را سحر و جادو پنداشتند.

علاوه بر اين، در كتابهاى دانشمندان سنى و شيعه روايات زيادى در اين باره وارد شده و همگى تأييد مى كنند كه آيات ياد شده درباره دو نيم شدن ماه در زمان پيامبر نازل شده است.

طبرسى مى گويد:همه مفسران اين آيه را مربوط به معجزه شق القمر در زمان پيامبر مى دانند.

امام راز[١]ى مى گويد: عموم مفسران معتقدند كه مراد از آيات ياد شده شكافته شدن ماه در زمان رسول گرامى است.[٢]

در مورد شق القمر مسلماً عامل مرموزى در كار بوده است كه توانسته چنان اثرى را پديد آورد و هيچ گاه نمى توان گفت كه پيامبر با نيروى بشرى اين كار را انجام داده است بلكه پيامبر از نيروى مافوق بشرى و طبيعى استمداد نموده و مبدأ چنين كار گرديده است.

دليل بر اين كه اراده و خواست پيامبر در اين كار مؤثر بوده است اين است كه اين كار درست در موقعى انجام گرفته كه از او اين خواسته شد و بنا به برخى از روايات لحظه اى كه پيامبر با انگشت خود بر آن اشاره نموده، ماه دو نيم گرديد و علت اين كه پيامبر از يك چنين وسيله ساده استفاده نمود همان است كه در گذشته به نكته آن اشاره نموديم.

گواهى از نهج البلاغه

امير مؤمنان (عليه السلام) در خطبه قاصعه مى گويد:

من در حضور پيامبر گرامى بودم كه قريش آمدند و گفتند تو مقامى بزرگ را كه هرگز نياكان تو، آن را ادعا نكرده اند ادعا مى كنى ما از تو كارى مى خواهيم كه هرگاه بر آن جامه عمل بپوشانى، مى دانيم كه تو پيامبر و فرستاده خدا هستى، و اگر انجام ندادى مى فهميم كه تو جادوگر و دروغگويى.

پيامبر فرمود چه مى خواهيد؟

گفتند: مى خواهيم كه بخواهى اين درخت از جاى خود كنده شود و در برابر تو بايستد.


[١] مجمع البيان، ج٥، ص ١٨٦، ط صيدا.
[٢] مفاتيح الغيب،ج٨، ص ٧٤٨، ط مصر،تفسير سوره قمر.