اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٤ - ٢ پيامبر در بقيع سخن مىگويد
نمى تواند گوياتر از اين باشد كه پيامبر آنان را يك يك به نام هاى مخصوص خويش صدا بزند و با آنان بسان دوران حياتشان سخن بگويد.
هيچ مسلمانى حق ندارد كه يك چنين تاريخ مسلّم اسلامى را به خاطر يك پيشداورى غلط انكار كند و بگويد چون با عقل قاصر مادى من سازگار نيست، پس صحيح نيست. ما در اين جا، متن قسمتى از اين مكالمه را نقل مى كنيم تا افرادى كه كاملاً به زبان عربى آشنايى دارند ببينند كه عبارت پيامبر در اين قسمت چقدر گويا و روشن است:
«فلمّا ألقاهم فى القليبِ وَقفَ عليهم رسُولُ اللّهصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم فقال: يا أهلَ قليب هَلْ وَجدتُم ما وعدكُم ربُّكم حقّاً فانّى قد وجدتُ ما وعدنى ربّى حقّاً فقال له أصحابه يا رسول اللّه أتكلّم قوماً موتى؟! فقال لهم: لقد علموا انّ ما وعدهم ربّهم حقّاً...».[١]
٢. پيامبر در بقيع سخن مى گويد
در آخرين روزهاى زندگى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، پيش از آنكه تب بر بدن او عارض گردد، نيمه شب همراه امير مؤمنان (عليه السلام) و يا شخص ديگر رهسپار قبرستان بقيع مى گرديد و پس از ورود به بقيع با آنان چنين سخن مى گفت:
«السَّلام عَليكُم دارَ قوم مؤمنين، أنتم لنا فُرَط و انّا بكم لاحقون».
[١] سخن گفتن پيامبر گراميصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم با سران شرك كه اجساد آنان در چاهى ريخته شده بود از مسلّمات تاريخ و حديث است، از ميان محدثان گروهى آن را نقل كرده٣اند كه به برخى اشاره مى٣كنيم.
صحيح بخارى، ج٥ در سرگذشت جنگ بدر، ص ٩٧، ٩٨و ١١٠; صحيح مسلم، ج٤، كتاب «جنت»، ص ٧٧; سنن نسائى، ج٤، ص ٨٩و ٩٠; مسند امام احمد، ج٢، ص ١٣١; سيره ابن هشام، ج١، ص ٦٣٩; مغازى واحدى، ج١، غزوه بدر; بحار الانوار، ج١٩، ص ٣٤٦.