اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٣ - ٤ انسان خود را جداى از بدن مشاهده مىكند
براى افراد جوان و بالأخص كسانى كه با ديده ماديگرى به جهان طبيعت مى نگرند، تصور اين نوع مطالب همراه با دشوارى است ولى بر پويندگان راه حق اين كار آن چنان آسان است كه هر موقع بخواهند مى توانند خود را خلع از بدن كنند.[١]
ما، در دوران زندگى خود شخصيتهايى را ديده ايم و مى شناسيم و از آن ها مطالبى را شنيده ايم كه اين كار براى آنان يك امر عادى در آمده بود، البته كسانى كه دستورات اسلامى را جز يك رشته وظايف عملى كه كوچك ترين واقعيتى در روان انسان پديد نمى آورد، مى پندارند، هرگز نمى توانند براى بندگان وارسته چنين مقاماتى را تصور كنند، و گاهى براى غلط اندازى وجلب افكار عوام، اين نوع مطالب را يك نوع صوفى گرى پنداشته از اين راه به انكار آن برمى خيزند.
در حالى كه حساب بندگان حقيقى خدا، از صوفيان قلابى كه جز ظاهرسازى و عوام فريبى وتفرقه اندازى ميان مسلمانان و تأسيس خانقاه در برابر مسجد و دعوت به يك مشت اوراد واذكار غير صحيح، هدف ديگرى ندارند، جدا است.
بى خبرانى كه وجود چنين كمالات را انكار مى كنند، بى خبرانى كه نمى خواهند به كمال بشر خاكى كه قبله و مسجود ملائكه گرديد، اعتراف نمايند.
لازمه گفتار اين نوع افراد (كه عبادت اسلامى را فقط يك نوع وظايف
[١] مرحوم علامه طباطبايى در پاسخ سؤال اين جانب كه آقاى حاج سيد على آقا قاضى طباطبايى، قدرت بر خلع روح از بدن داشتند؟! فرمودند: خلع روح از بدن براى او كار مهمى نبود.
از مرحوم آقاى حاج ميرزا جواد آقا تهرانى ـ قدّس اللّه سرّه ـ كه در مجلس خبرگان اول افتخار همكاريش را داشتم، سرگذشت خلع روح از بدن خويش شنيدم و نيز آن را در كتاب خود به نام «فلسفه اسلامى و بشرى» نوشته٣اند.