اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦ - بخش ديگر از آيات مورد بحث
(مؤمنون/٩٩ـ١٠٠)
«هنگامى كه مرگ يكى از آنان فرا رسيد مى گويد: پروردگارا ! مرا باز گردانيد، شايد در مورد آنچه ترك كرده ام عمل شايسته اى انجام دهم، نه هرگز بازگشت ممكن نيست، اين كلمه اى است كه وى گوينده آن مى باشد، پيش روى آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند».
لفظ «وراء» در لغت و قرآن به معنى پيش رو استعمال شده است مانند:
(...وَ كانَ وراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَة غَصْباً).(كهف/٧٩)
«پيش روى مستمندانى كه در دريا كار مى كردند، فرمانروايى بود كه كشتى ها را به زور مى گرفت».
و در آيه مورد بحث نيز، به معنى پيش رو است.
«برزخ» به معنى فاصله ميان دو چيز است مانند:
(بَيْنَـهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيان).(الرحمن/٢٠)
«ميان دو دريا فاصله است كه از به هم آميخته شدن آبهاى دو دريا، جلوگيرى مى كند».
اگر تنها به لفظ «برزخ» توجه كنيم آيه گواه بر وجود حيات در برزخ نيست.
ولى اگر مجموع آيه را در نظر بگيريم دلالت آيه بر جاودانگى روح كاملاً روشن است زيرا فرد گنهكار از يك طرف خواستار بازگشت به اين جهان است، و جهتى براى ا ين تمنا جز مشاهده آثار وحشت انگيز اعمال خود در اين فاصله نيست، و از طرف ديگر، ظاهر آيه مى رساند كه اين گروه در اين فاصله بازداشت مى شوند، تا روزى كه مبعوث مى گردند. مقصود از اين بازداشت چيست آيا بدن آنها بازداشت مى گردد؟ يا روح آنها زندگى ديگرى پيدا مى كند؟ بازداشت كردن بدن بى معنى است، زيرا بدن مى پوسد و در اطراف جهان متفرق مى گردد، طبعاً مقصود همان دومى است يعنى زندگى ديگرى پيدا كرده و در آن فاصله بازداشت مى گردد. با توجه به اين دو مطلب دلالت آيه