اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٧ - ١٠ مناف
با شيوع عميق و دامنه دار بت پرستى در ميان عرب هدف آيات روشن مى گردد، وقاطعانه مى توان گفت كه مقصود همين اصنام و اوثان است.
اگر مى گويد: (...لا يَخْلُقُونَ شَيئاً وَ هُم يُخْلَقُونَ) مقصود همين بتهاى چوبى و فلزى است.
اگر مى فرمايد:(أَمواتٌ غير احياء) باز مقصود همين بت ها است اگر قرآن چنين موجوداتى را مرده مى خواند هرگز دليل نمى باشد كه ارواح اولياء وشهيدان راه خدا كه به حكم قرآن حى و زنده هستند، اموات و مرده مى باشند.
در آيات قرآن تناقض نيست
ما فعلاً كار با مسئله امكان ارتباط نداريم، خواه ارتباط ميان ما و آنان امكان پذير باشد يا نه، بالأخره ارواح مقدس اوليا و انبيا و شهيدان راه خدا، حى و زنده هستند و ما آيات مربوط به حيات آنان را در گذشته خوانديم هرگاه مقصود از اين معبودها كه در آيه اموات خوانده شده اند روح اولياء و انبياء باشد نتيجه آن جز تناقض در مضامين آيات چيزى ديگر نخواهد بود.
قرآن مجيد، در آيه ١٦٩ آل عمران درباره شهيدان راه خدا مى گويد:
(وَ لا تَحْسَبَنَّ الّذينَ قُتِلُوا فِى سَبِيلِ اللّهِ أَمْواتاً...).
«آنان كه در راه خدا كشته شده مرده مپندار...»
درباره مؤمن سوره يس چنين حكايت مى كند:
(قِيلَ ادْخُلِ الجَنَّـةَ قالَ يا لَيْتَ قَومِى يَعْلَمُونَ *بِما غَفَر لِى رَبِّى وَ جَعَلَنى مِنَ المُكْرَمينَ). (يس/٢٦ـ٢٧).
«به او گفته شد كه وارد بهشت شو (مقصود بهشت برزخى است) او گفت اى كاش قوم من مى دانستند كه خدايم گناهانم را بخشيد و گراميم داشت».