اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٦ - اين نظريه از جهاتى مردود است
«در غارشان سيصد و نه سال به سر بردند».
اگر مقصود زندگى دنيوى آنان بود، در اين صورت پاسخ خدا و جواب آنان بر محور واحدى دور نخواهد زد.
ثالثاً: اين نظريه با برخى از آيات منافات دارد، زيرا در سوره روم پس از نقل نظرهاى مختلف مبعوث شدگان مى فرمايد:
(وَ قالَ الّذينَ أُوتُوا العِلْمَ وَ الإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِى كِتابِ اللّهِ إِلى يَومِ البَعْثِ فَهذا يَومُ البَعْثِ وَ لكنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلمُونَ). (روم/٥٦)
«گروهى كه به آنان علم و ايمان داده شده است مى گويند در كتاب خدا تا روز رستاخيز به سر برده ايد، پس اين است روز قيامت، ولى شما نمى دانستيد».
اگر مقصود، تحديد واندازه گيرى زندگى بسيار موقت دنيا بود، در اين صورت تحديد واندازه گيرى آن، تا روز رستاخيز صحيح نخواهد بود، زيرا زندگى دنيوى آنان محدود به روز رستاخيز نبود، بلكه در همان شصت و هفتاد سال خلاصه مى گشت، كه آن هم پيش از وقوع قيامت به پايان رسيده بود.
گذشته از اين، اين نظر با آغاز آيه هاى سوره روم نيز مطابق نيست، زيرا آيه چنين است:
(...يَومَ تَقُومُ السّاعة يقسمُ المُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غير ساعة). (روم/٥٥)
«روزى كه قيامت برپا مى شود، مجرمان سوگند ياد مى نمايند كه جز مقدار كمى از روز به سر نبرده اند».
يعنى تا اين لحظه كه سخن مى گويند، جز مدت كمى درنگ نكرده اند، نه اين كه در دنيا كه ميان آن و اين لحظه فاصله بس زيادى وجود دارد. و تقدير آيه ياد شده چنين است:
«ما لبثوا إلى وقت الساعة، غير ساعة»، اين قرينه در آيات ديگر نيز