اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠١ - تصرف در جهان آفرينش
طبيعى برهانند و در سايه كمى توجه به امور مادى، به روان خود مجال دهند كه نيروهاى خود را پرورش دهد.
جاى بحث و گفتگو نيست كه كارهاى مرتاضان بر خلاف فطرت انسانى و بر خلاف قوانين مسلم اسلام مى باشد زيرا چنين رياضتها يك نوع اضرار به جسم وجان و رهبانيت خاصى است كه در آيين اسلام ممنوع و حرام اعلام شده است[١] و راه شكفته شدن نيروهاى درونى منحصر به اين نوع رياضتهاى ضد انسانى نيست كه بر خلاف اصول آفرينش مى باشد، بلكه براى جوانه زدن قواى درونى، راه ديگرى هست كه در آينده درباره آن گفتگو خواهيم كرد.
ولى كارهاى شگفت انگيز مرتاضان در برابر غربيان و غرب زدگان كه ماده را آخرين مرحله هستى مى پندارند، وجود و هستى را با ماده و نيرو مساوى مى دانند، پايه فرضيه «اصالت ماده» را متزلزل مى سازد و ثابت مى نمايد كه در پشت عالم ماده و انرژى، جهان بس مرموزى است كه قدرت و نيروى بس شگرفى دارد، وكار و كوشش موجودات آن جهان در گرو قوانين مادى و نواميس طبيعى نيست بلكه يك نوع حكومتى بر اصول مادى دارد. در اين جا بد نيست داستان زير را كه يك مرد انگليسى ديرباورى را به امور غيبى، معتقد ساخت بشنويد.
مرتاضى را به نام «هاريكلن» در «هند» در حالى كه زبان خود را در دهان برگردانيده و لب ها را دوخته و سوراخهاى بدن خويش را با موم بسته بود در ميان تابوت گذاردند و تابوت را مهر و موم كردند و در ميان قبر نهادند، شب و روز نگهبانان اطراف تابوت را زير نظر گرفتند.
پس از شش هفت روز تابوت را از قبر درآوردند و ديدند مهرهاى آن
[١] پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:« لا رهبانية فى الإسلام ». به نهج البلاغه، خطبه ٢٠٤ گفتگوى امام با حارث بن زياد مراجعه بفرماييد.