اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٢ - ٣ طرف سخن در آيات كيست؟
روشن است كه ما خود را از هر تذكر بى نياز مى دانيم.
گذشته از اين كه تمام مفسران اسلامى مجموع آيات اين سوره را (جزء سه آيه آخر سوره) مكى مى دانند و همگى به اتفاق آراء مى گويند كه اين آيات در مكه بر پيامبر نازل شده است لحن آيات و شيوه سخن، و كلمات و الفاظ، و مفاد و مضامين آنها روشن ترين گواه بر مكى بودن آن مى باشد مثلاً در آغاز سوره از شرك سخن مى گويد:(أَتى أَمْرُ اللّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمّا يُشْرِكُونَ)، سپس در آيه سوم مى گويد:(خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ بِالحَقِّ تَعالى عَمّا يُشْرِكُونَ).
پس از اين آيه به بيان نعمتهاى الهى پرداخته و در تسخير شب و روز آفتاب و خورشيد و ستارگان و دريا سخن مى گويد و در آخرين آيه هاى مورد بحث، طرف سخن را كسانى مى دانند كه به آخرت ايمان ندارند و مى فرمايد:(...فَالّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنكِرَة...) و در دو آيه پس از آيه هاى مورد بحث (آيه ٢٤) از كسانى كه طرف سخن در آيه ها هستند، چنين نقل مى كند:
(وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ ماذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطِيرُ الأَوَّلينَ).
«هر موقع از آنان سؤال شود كه پروردگارتان چه چيز نازل كرده است مى گويند: افسانه هاى پيشينيان است».
اين قراين، و قراين ديگر، اين مطلب را قطعى مى سازد كه طرف بحث در اين آيات، بت پرستان حجاز بالأخص مكه و حومه آن است، و هرگز يك فرد يهودى و يا مسيحى درباره شرايع آسمانى نمى گويد: (أَساطِيرُ الأَوَّلين)، و اگر شريعت حضرت محمّد را نيز نپذيرد، باز احترام شريعت مورد نظر خود را حفظ مى كند.
براى روشنى بيشتر كافى است آياتى را كه پيرامون انتقاد از بت پرستى