اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٠ - ١ چرا معبود بر حقى جز خدا نيست؟
وسيع و گسترده، امكان پذير نيست، و به اين ركن با جمله زير اشاره مى كند:(وَ اللّهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَما تُعْلِنُونَ).
در آيه نوزدهم بيان اساس برهان تمام مى شود و از آيه بيستم به بعد ياد آور مى شود كه معبودهاى آنان چنين شرايطى را دارا نيستند، نه آفريننده چيزى هستند و نه منعم و بخشنده نعمت، نه از برون عبادتگران آگاهند و نه از درون آنها.
در نفى دو ركن نخست از معبودهاى دروغين به يك جمله اكتفا مى كند و آن اينكه آنان مخلوقند نه خالق، خود آفريده شده اند واصلاً چيزى را نيافريده اند چنانكه مى فرمايد:(وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ).
شايسته دقت اين جاست كه با نفى خلاقيت و صفت آفرينندگى از معبودهاى آنان، هر دو ركن را از آنان منتفى مى سازد زيرا اگر موجودى آفريننده نباشد، نمى تواند منعم باشد و منعم واقعى آن فردى است كه نعمت را از عدم پديد آورده و بر آن هستى بپوشاند، از اين جهت منعم واقعى جز، خدا كسى نيست.
در آيه بيست ويكم ركن سوم را از آنان سلب مى كند و مى گويد آنها مردگانند و فاقد علم وآگاهى مى باشند، چنانكه فرمود: (أَمْواتٌ غَيرُ أَحياء).
در اين موقع از اين بيان چنين نتيجه مى گيرد و مى گويد:(إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَالّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنكرةٌ وَ هُمْ مُسْتَـكْبِرونَ).
در اين جا، برهان قرآن بر يگانگى معبود واقعى روشن گرديد، اكنون به بيان جهات ديگر آيه مى پردازيم.