اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٩ - نتيجه اين بحث گسترده
٦. تمام مسلمانان در موقع نماز، بايد به پيامبر اسلامصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم سلام كنند.
آيا يك فرد، دور از هر نوع پيشداورى و آشنا به لغت و تركيب كلام عربى و ريزه كاريهاى آن، از اين دستورها جز اين مى فهمد كه ارتباط ما با آنان قطع و گسسته نيست.
ولى اگر بنا باشد از پيشداوريهاى قبلى خود پيروى كنيم ناچاريم كه به هر نحوى شد، از پيش خود براى آيات احتمالاتى بتراشيم و قرآن را به غير مقتضاى قواعد عربى و ظاهر آن تفسير كنيم.
معنى پيروى از قرآن اين است كه مادامى كه دليل قطعى بر خلاف ظاهر قرآن اقامه نشده است از ظاهر آن پيروى كنيم و ما حق نداريم با آفريدن احتمالات دور از متفاهم عرفى، آيه را تفسير كنيم و اگر بنا شد با احتمالات دور از ظاهر و فهم عرفى، آيه را از ظاهر آن منحرف سازيم از روشى پيروى كرده ايم كه فرقه گمراه از آن پيروى مى كنند.
شرط استدلال با آيه اى اين نيست كه هيچ نوع احتمال مخالف هرچند دور ازمتفاهم عرفى باشد در آن نباشد زيرا اگر مناط استدلال اين باشد بايد باب استدلال به قرآن را به روى خود ببنديم زيرا هر آيه اى هر قدر هم صراحت داشته باشد باز مى توان به كمك انديشه و خيال در آن احتمال ديگرى آفريد تا آنجا كه خاتميت با آن همه صراحت به صورت ناروايى تفسير گرديده است.
اينك نمونه هايى از اين احتمالات نادرست و ابداعى را در پاره اى از آيات يادآور مى شويم.
١. شيوه خوارج اين بود كه هر آيه اى براى آنان مى خواندند فوراً با خلق احتمالى در آيه كه به نفع آنان بود، آيه را تفسير مى كردند و مفاد واقعى آيه را كه لفظ و قراين و سياق آيات آن را مى رساند، ترك مى كردند.