اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٨ - نتيجه اين بحث گسترده
شما برخيزيد، مفاد اين آيات را به دست هر عرب زبانى بدهيد كه از هر نوع عقيده قبلى پيراسته باشد و به او بگوييد:
١. قرآن ما مى گويد: «كشتگان راه خدا در آن جهان به كسانى كه هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مى دهند كه براى شما بيم و اندوهى نيست» سپس از او بپرسيد شما از اين آيه چه مى فهميد؟ او با ذهن صاف عربى غير آلوده به افكار ديگران مى گويد: مگر بشارت دادن جز اين است كه آنان، گروه مجاهدان را در اين جهان مى بينند و آنان را مورد خطاب قرار مى دهند و مى گويند مژده باد بر شما كه در اين جهان براى شما اندوه و ترسى نيست و اين مسئله مگر بدون ارتباط ممكن است.
٢.قرآن ما مى گويد: قوم حضرت صالح بر اثر زلزله هلاك شدند، در اين موقع، صالح از آنان روى برتافت و آنان را چنين مورد خطاب قرار داد:
«اى قبيله من، دستورهاى الهى را به شما ابلاغ كردم و شماها را پند و اندرز دادم ولى شما، هم اكنون نيز نصيحت گران را دوست نمى داريد».
٣. حضرت شعيب نيز بسان صالح با قبيله نابود شده خود سخن گفت به گونه اى كه بيان گرديد.
٤. قرآن ما مى گويد: پيامبر مأمور شد كه با پيامبران پيشين سخن بگويد و از آنان بپرسد كه آيا خداوند جز خداى رحمان معبود ديگرى را معرفى كرده است. آيا معنى گفتگوى صالح و شعيب با قوم خويش آن هم پس از هلاك و نابودى، ويا سخن گفتن پيامبر با پيامبران، جز به خاطر اين است كه ميان سخن گو و مخاطب هنوز پيوند و ارتباط باقى است.
٥. قرآن به ما دستور مى دهد كه به گروهى از پيامبران تك تك سلام بگوييم، هم چنان كه خدا دستور داده است كه: