مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٥ - مقدمه
نيز نقل فرموده كه آن بزرگوار فرمودند: «اف لرجل لا يفرغ نفسه فى كل جمعة لأمر دينه فيتعاهده و يسأل عن دينه»[١] اف بر مردى كه در هر جمعهاى خويشتن را براى امر دينش يكسره فارغ و آماده ننمايد تا از امر دينى خود مواظبت نموده و راجع به دين خود تحقيق و سؤال بنمايد.
اكنون نوبت بدين مطلب مىرسد كه در ابعاد مختلفه امور دينى از چه كسى بايد سؤال كرد و به تعبير ديگر، اهل ذكر كه قرآن كريم، انسانها را به آنان حواله داده چه كسانىاند؟
واضح و روشن است كه مصداق اصل و فرد بارز و نمونه شاخص اهل ذكر ائمه طاهرين و جانشينان دوازده گانه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله مىباشند و روايات متعدده در اين موضوع در اصول كافى[٢] و نيز در تفسير عياشى[٣] و در تفسير مجمع البيان قسمت پنجم و ششم[٤] نقل شده مثلا در مجمع البيان نقل فرموده كه امام باقر عليه السّلام فرمود: «نحن اهل الذكر» ماييم اهل ذكر. و در زيارت جامعه كه از معتبرترين زيارات است نيز تصريح بدين مطلب شده.
اكنون امت مسلمان و كسانى كه پاى بند به اصول و ضوابط اسلامى هستند بحكم قاطع آيه قرآن بايد همواره متعهد باشند كه آن چه به نحوى از انحاء مربوط به جنبههاى دينى آنان مىشود در ابعاد مختلف از معارف و اصول عقائد و اخلاق و آداب و مسائل فرعى را از اين كانون صد در صد مطمئن بپرسند.
افتخار شيعه، در ادوار مختلف و اعصار گوناگون، همواره روى همين موضوع است كه دين خود و مسائل حلال و حرام خود را از ائمه اهل بيت، اخذ كرده و مىكنند و چنان تعهدى بر اين مطلب و مبنى داشتهاند كه حتى در بحرانىترين شرائط و دشوارترين موقعيتها و در اعصار خفقان و اختناق مانند دوران سياه بنى اميه
[١] اصول كافى ج ١ طبع جديد ص ٤٠ ج ٥
[٢] ج ١ ص ٢١٠ و ٢١١ و ٢١٢
[٣] ج ٢ ص ٢٦٠
[٤] ص ٣٦٢