مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٨٥ - س ١١١٠
ج
- لازم نيست بلكه اگر براى ديگرى هم قرار دهد لازم نيست عادل باشد بلى معتبر است امين و داراى كفايت باشد پس متولى قرار دادن شخص خائن كه اطمينانى به او نيست و همين طور كسى كه كفايت براى سرپرستى امور وقف را ندارد جايز نيست و مخصوصا در وقف بر جهات و مصالح عمومى.
س ١١٠٩
- اين جانب چند جلد كتاب موقوفه در اختيار دارم كه توليت آنها بموجب وصيت آباء و اجداد راجع به بنده است و مضمون وقفنامه واقف قرين اين عبارت است (وقف شرعى نمود مثلا زيد اين كتب را بر كافه علماء اثنى عشريه و توليت آن را در دست علماء اين ناحيه قرار داد) و فعلا اين كتب در آن محل مورد حاجت نيست و عاطل و باطل مانده است فلذا سؤال مىشود آيا جايز است بنده اين كتب را بقم انتقال دهم و در يكى از كتابخانهها بگذارم و توليت آن را در دست امثال حضرت آية اللهى قرار بدهم در اين صورت آيا مخالفت وصيت واقف مىشود يا نه و مفروض اين است كه علماء محل توليت را قبول نمىكنند و بنده هم گمان مىكنم كه پس از فوت من كتب تلف شود.
ج
- توليت وقف قابل تفويض بغير نيست بلى متولى مىتواند اگر شرط مباشرت خودش در وقف نشده باشد ديگرى را كه امين باشد وكيل نمايد و در اصل مسأله هم اگر كتابها مورد انتفاع در محل نيست و محل اقرب از قم كه انتفاع از آن ممكن است نباشد بهر كدام از كتابخانههاى قم كه بيشتر مورد مراجعه باشد و قبول كنند بعنوان امانت بدهيد كه هر وقت در محل مورد انتفاع است استرداد شود.
س ١١١٠
- شخصى ملكى را وقف كرده است و در هنگام اجراء صيغه وقف توليت موقوفه را براى خودش ما دام الحيوة قرار داده است و پس از فوت امر توليت را براى شخص ديگرى نسلا بعد نسل قرار داده است و پس از گذشت سه سال افرادى مغرض واقف را فريب داده و گول زدهاند و براى كوتاه كردن دست متولى بعد از فوت واقف يك وصيتنامه در دفتر يكى از سر دفترهاى دربارى