مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢٩٢ - س ٨٣٤
س ٨٣٢
- شخصى چند سال قبل وصيت كرده و وصيت نامهاى نوشته و امسال مجددا وصيتنامه را تجديد كرده و به پسر بزرگش هم در زمان حياتش تذكر داده بود كه وصيت نامهام را تجديد كردم و در فلان جا گذاشتم يعنى به پسرش گوشزد كرده كه به وصيتنامه دومى عمل كنيد حال سه ماه است وصيت كننده فوت نموده هر چه گردش و تجسس شده وصيت نامه دومى پيدا نشده ولى وصيت نامه اولى موجود است تكليف وصى او كه بنا به وصيت نامه اولى دو نفر پسر بزرگ و ساير ورثه هستند چيست صبر كنند كه شايد وصيت نامه پيدا شود يا دستور ديگر مىفرماييد.
ج
- آن چه را از وصيت دوم مىدانند عمل نمايند و بقيه را بعد از تفحص و يأس از پيدا شدن آن مىتوانند مطابق احكام ارث عمل نمايند و هكذا چيزهائى كه با قطع نظر از وصيت لازم بود عمل كنند از قبيل ديون و حج و امثال ذلك انجام دهند.
تصرف در موصى به موجب فسخ وصيت است
س ٨٣٣
- شخصى وصيت مىكند و بعدا براى موصى اولاد ديگر پيدا مىشود و در موصى به تصرفات انتقالى زياد مىنمايد و از دنيا مىرود بدون اين كه وصيت را فسخ كند آيا اين تصرفات موصى دليل بر فسخ وصيت است يا اين كه وصيت بحال خود باقى است.
ج
- اگر مورد وصيت عين شخص خارجى باشد تصرفات ناقله فسخ وصيت است و اما اگر متعلق وصيت كلى باشد مثل اين كه وصيت به ثلث از اموالش كرده باشد تصرفات ناقله فسخ وصيت نيست و اولادى كه بعد از وصيت بدنيا آمده مثل ديگر اولاد از متوفى ارث مىبرند.
س ٨٣٤
- شخصى ثلث يك درخت خرما را مالك است و وصيت مىكند كه بعد از فوتش ثمره آن را شبهاى جمعه به مؤمنين انفاق نمايند و پس از گذشتن دو سال از وصيت، ثلث درختى را كه وصيت كرده بود با شخصى معاوضه