مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٤٥١ - ج
مشكل بلكه ممنوع است و هم چنين منع زنان از آمدن بمسجد وجه شرعى ندارد بلى اگر قبلا مردان در مسجد جا بگيرند زنان نمىتوانند آنها را بلند كنند.
س ١٢٨٧
- در قراء اطراف شهر رشت قطعاتى از زمين است كه مسلمين اموات خود را در آنجا دفن مىكنند و جهت عزادارى خاندان عصمت و طهارت تكيهاى هم در هر قطعه ساخته شده و درختهايى هم از تازه و كهنه در قطعات مزبوره مىباشد كه مالك معينى ندارد و از سيره مسلمين و گواهى معمرين مظنه حاصل است كه درختها را غرس نمودهاند كه در مصالح عموم مسلمين مانند ساختن تكيه و مسجد و پل از چوب آنها استفاده شود در اين صورت مىتوان از آن درختها بدون اجازه حاكم شرع استفاده كرد يا نه.
ج
- اگر وقف باشد و مصرف معلومى نداشته باشد يا وقفيت آنها محرز نباشد و كسى مدعى ملكيت آنها نيست صرف آنها در مسجد و هم چنين تكيه و پل در صورتى كه احتمال داده شود آنها هم جزء مصارف است مانعى ندارد و چنانچه وقفيت محرز باشد اجازه حاكم شرع لازم است.
س ١٢٨٨
- زيد در صحن عتيق حضرت معصومه سلام اللَّه عليها مدفون شد و پس از فوت او اولاد صلبى او هر چه فوت كردند در جاى ديگر مدفون شدند فقط يك دختر مانده كه اخيرا فوت شده و به علت كهنهگى و اندراس قبر و از بين رفتن استخوانهاى زيد با اجازه نوههاى پسرى زيد دختر مزبوره در قبر زيد دفن شده است فعلا همان نوهها مدعى هستند كه آن قبر را ما شريك هستيم در اين صورت ادعاى آنها شرعا صحيح است يا نه.
ج
- قبور صحن ملك كسى نيست كه دعواى شركت در آن بشود و مادامى كه بدن ميتى كه مدفون است خاك نشده كسى حق نبش آن را ندارد و بعد از خاك شدن به فرض اولويت، دختر كه وارث او بوده اولى و احق است و اگر نزاع موضوعى باشد مرافعه شرعيه لازم است.