مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٦٠ - س ١٠٣٨
ج
- بعد از تفحص لازم و يأس به باقيمانده از موجودين بدهند.
س ١٠٣٥
- دكانى موقوفه بوده البته وقف اولاد است عوائد آن بايد به اولاد واقف تقسيم شود حاليه آن دكان را شهردارى خراب نموده و مبلغى پول داده ولى با اين پول نمىشود چيزى براى وقف خريدارى نمود در اين صورت ممكن است پول اصل وقف را بين اولاد وقف تقسيم نمود يا نه.
ج
- اگر ممكن است چيز ديگرى خريدارى نمايند هر چند منفعت آن كمتر از اولى باشد و اگر ممكن نيست پول را بين موقوف عليهم تقسيم نمايند.
س ١٠٣٦
- ملك وقفى كه موردش وقف بر اولاد است و تقريبا متجاوز از يك هزار نفر در نقاط مختلف ايران هستند و ممكن است بعضيها هم در خارج از كشور باشند و اجازه از آنها غير مقدور ولى زارعين و ساكنين اين قريه از حيث مسكن در مضيقهاند در اين صورت مىتوانند در قريه مذكوره مسجد و حمام و غسالخانه مورد نياز خود را درست كنند يا نه.
ج
- اگر از طرف واقف متولى معلوم دارد به او مراجعه نمايند و الا نسبت به سهام حاضرين از خودشان اگر صغير نيستند اجازه بگيرند و نسبت به سهام صغار و غائبين به مجتهد جامع الشرائط رجوع نمايند.
س ١٠٣٧
- زمينى است وقف اولاد كه يك طرف آن به رودخانه مىخورد و چون ارتفاع دارد خاك زمين مزبور را جهت ساختمان مىبرند در اين صورت مالكان فعلى زمين مىتوانند خاك آن زمين را بفروشند و يا بطور مجانى در دسترس مردم بگذارند.
ج
- اگر برداشتن خاك اصلاح زمين موقوفه باشد مانعى ندارد و اما اگر اصلاح زمين نباشد جايز نيست.
س ١٠٣٨
- قريهايست وقف بر اولاد ذكور لكن وقفنامه در دست نيست همين قدر معمول و مرسوم است كه هر گاه برادرى بلا عقب بميرد همين ملك