مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٠٧ - س ٨٧٦
س ٨٧٣
- هر گاه موصى له يك قسمت از وصيت را قبول كند و قسمت ديگر را رد كند حكمش چيست.
ج
- مشكل است چون قبول با ايجاب تطابق ندارد مگر اين كه ايجاب مركب از دو ايجاب باشد مثلا موصى بگويد اين ملك مال زيد باشد و اين ملك مال عمرو بخلاف اين كه بگويد اين ملك مال زيد و عمرو باشد.
س ٨٧٤
- پس از اين كه موصى وصيت نمود اگر بىهوشى يا ديوانگى عارض او شود آيا وصيت باطل مىشود يا خير.
ج
- باطل نمىشود اگر چه بىهوشى يا ديوانگى تا حال مرگش ادامه پيدا كند
س ٨٧٥
- در موارد اعتبار قبول در وصيت آيا بايد قبول لفظى باشد يا لازم نيست
ج
- كفايت مىكند هر قول يا فعلى كه دلالت بر قبول كند مانند گرفتن موصى به و تصرف در آن.
س ٨٧٦
- شخصى در حدود شصت سال قبل وصيت كرده كه منافع دو قطعه زمين را إلى الابد در مواردى صرف كنند و در وصيت نامه كه به امضاء و مهر علماء محل رسيده باين لفظ و اين ترتيب ذكر كرده كه يك عشر از منافع حق وصى و بيست تومان براى روضه خوانى و بيست تومان براى اعانه زوار كربلا و مشهد الرضا نفرى يك تومان و دوازده ختم قرآن بمبلغ سه تومان يعنى هر ختم قرآن دو قران و نيم و باقى مانده آن را نصف كنند نصف آن را كفاره ماه رمضان و غيره بدهند و نصف ديگر را رد مظالم چنانچه ملاحظه مىفرماييد موارد صرف منافع به استثناى حق وصى و باقى مانده، ساير مصارف به پول تعيين شده و نمىدانيم بيست تومان چه نسبتى با تمام منافع آن دو قطعه زمين داشته و فعلا مال الاجاره بيشتر شده اكنون منافع بچه نسبتى بايد به مصرف برسد و آيا مىتوانيم پس از دادن عشر به وصى بيست تومان قديم را تقويم كنيم و قيمت آن را از مال الاجاره فعلى صرف روضه خوانى و همين مقدار را صرف اعانه زوار نماييم و قيمت سه تومان قديم را براى قرائت قرآن بدهيم