مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢٢٦ - ج
س ٦٣٨
- شخصى نه سال است كه زوجه خود را ترك نموده و ابدا همديگر را نديدهاند بعد زوجه به اتفاق پدر و شخص ديگرى بعنوان راهنما زوج را در خرمشهر پيدا نموده و زوج زوجه خود را طلاق خلع مىدهد بعد از پانزده روز شخص راهنما و مباشر طلاق، زوجه مطلقه را بعقد خود در مىآورد و حال آن كه طرفين جاهل بحكم حرمت در ايام عده مىباشند و زوج اول شكايت نموده در صورتى كه مدت دو سال است كه از اين جريان مىگذرد و زوجه در خانه شوهر دوم بسر مىبرد و دو فرزند از او پيدا مىكند ولى چون ازدواج شخص دوم نسبت به آن زن قانونى نبوده و در دفتر رسمى ثبت نشده زوجه را بعنوان موقت از خانه خود با رضايت او خارج مىكند و اين موضوع خارج كردن زوجه و شكايت شوهر اول سبب شده كه شوهر دوم انكار ازدواج با زن مزبوره را نموده و نفى اولاد را از خودش كرده تا گرفتارى قانونى نداشته باشد بفرماييد تكليف بچهها چيست.
ج
- در فرض سؤال عقدى كه در عده واقع شده باطل است و اين زن بر اين مرد حرام ابدى است و اولاد چون طرفين جاهل بودهاند در حكم حلالزاده و ملحق باين مرد و زن است و جايز نيست مرد نفى ولد كند و توارث بين آنها ثابت است و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيه لازم است.
س ٦٣٩
- شخصى از وطنش مهاجرت كرد و جهت كارگرى بشهر ديگر رفت و در آنجا فوت كرد يك نفر از بستگانش كه در آنجا بوده به عيالش نوشت كه شوهر شما در فلان تاريخ فوت كرده و زن هم عده وفات نگهداشته بعد شوهر رفته و پس از مدتى نامه ديگر آمده كه تاريخ نامه اشتباه شده و در آن تاريخ فوت نكرده بود و در تاريخ بعد فوت كرده و زن مزبوره بر طبق نامه اول پس از انقضاء عده شوهر كرده و مقاربت هم حاصل شده تكليف چيست.
ج
- در فرض مذكور اگر عقد دوم در وقتى واقع شده كه شوهر مرده ولى خبر دوم كه بنا بر فرض، صحيح و مطابق با واقع بوده بعد از وقوع عقد رسيده احتياط واجب