گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - ٣ مشكلگشايى
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرّحِيم اعْلَمْ انَّ للَّهِ تَحْتَ عَرْشِهِ ظِلّاً لا يَسْكُنُهُ الّا مَنْ اسْدى الى اخيهِ مَعْروفاً اوْ نَفَّسَ عَنْهُ كُرْبَةً، اوْادْخَلَ عَلَى قَلْبِهِ سُروراً وَهذا اخوكَ والسلام
؛ آگاه باش، زير عرش الهى سايهاى وجود دارد كه فقط سه طايفه در آن سكونت دارند، كسى كه در حق برادر ايمانى خود خير و نيكى انجام دهد، يا گرهى از مشكلات او بگشايد، يا سرور و شادى به قلب او وارد سازد؛ حامل نامه هم برادر توست، سلام و رحمت الهى بر شما باد».
آن شخص نامه را گرفت و پس از انجام فريضه حج، به وطن برگشت، شبانه به سراغ فرماندار رفت و جريان را به اطّلاع او رساند. فرماندار با خوشحالى دست در گردن او انداخت و بوسه بر سر و چشم او زد، با اشتياق نامه امام را گرفت و روى چشم خود گذاشت و به احترام آن بلند شد و تمام اموال خود را ميان خود و او تقسيم نمود و قيمت اموال غير منقول را نيز پرداخت و مرتب مىگفت: برادرم آيا تو را خوشحال ساختم؟ و مرد گرفتار مىگفت: بلى به خدا خيلى بيش از حد مسرورم ساختى، سپس پرونده حساب او را در آورد و روى حساب او قلم گرفت و او را با خوشحالى مرخص نمود.
مرد گرفتار عازم بيت الله الحرام گرديد تا او را دعا كند و امام را در جريان كار خود قرار دهد. وقتى امام عليه السلام از اوضاع آگاه شد بسيار خوشحال گرديد. آن مرد پرسيد: آيا اين واقعه شما را خوشحال نمود؟ فرمود: به خدا قسم من و اميرالمؤمنين و جدّم رسول اللَّه را شاد ساخت و خدا را نيز خشنود نمود. [١]
در اين حديث خوشحال كردن ائمّه و خداوند در سايه خدمت به بندگان خداست كه هركس بايد به اندازه نفوذ و توان خود حلال مشكلات مردم باشد.
در حديثى آمده كه دو تن از اصحاب اختلاف داشتند، يكى از اصحاب بزرگ به نام مفضّل چهارصد درهم داد و مشكل مالى آن دو را حل كرد و بعد گفت: اين پول از امام صادق عليه السلام بود.
معلوم مىشود امام عليه السلام مأمور داشت و به او پول مىداد تامشكل مردم را حل كند.
[١] حياةالامام موسى بن جعفر عليه السلام، ص ١٦١.