گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧ - فلسفه پيدايش زندان
مىكند و به او فرمود: اى كسى كه نكوهش دنيا مىكنى در حالى كه تو خود به غرور دنيا گرفتار شدهاى، و فريفته باطلهاى آن هستى، آيا تو خود مغرور به دنيا هستى و سپس مذمّت آن مىكنى، تو از جرم دنيا شكايت دارى يا دنيا بايد از جرم تو شكايت كند؟ «...
انَّ الدُّنيا دارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَها، وَدارُ عافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْها، وَدارُ غِنىً لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَدارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعظ بِها. مَسْجِدُ احِبّاءِ اللَّهِ، وَمُصَلّى مَلائِكَةِ اللَّهِ، وَمَهبِطُ وَحْىِ اللَّهِ، وَمَتْجَرُ اوْلِياءِ اللَّه
؛ اين دنياجايگاه صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار كند، و خانه تندرستى است براى آن كس كه از آن چيزى بفهمد، و سراى بى نيازى است براى آن كس كه از آن توشه بگيرد، و محلّ اندرز است براى آن كه از آن اندرز گيرد، مسجد دوستان خداست، و نماز گاه فرشتگان پروردگار، و محلّ نزول وحى اللَّه، و تجارت خانه اولياى حق». [١]
از اين كلام حضرت على عليه السلام روشن مىشود كه دنيا را مىشود از دو زاويه نگاه كرد: يكى دنيايى كه هدف باشد، و اين مذموم است و ديگر دنيايى كه وسيله رسيدن به آخرت باشد پسنديده است.
دنيا مسجد اولياى خداست تا سجده كنند و نماز بخوانند و تجارت خانه است تا از آن براى آخرت خود بهره گيرند.
مرگ وقتى براى مؤمن فرا مىرسد به معناى شكسته شدن زندان و آزاد شدن از زندان است.
از خدا بخواهيم ايمان ما را به حدّى برساند كه مرگ را لحظه شكستن زندان بدانيم و اين ميسّر نمىشود مگر اينكه تهذيب نفس و عمل صالح داشته باشيم.
[١] نهجالبلاغه، كلمات قصار، ١٣١.