گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٢ - ٣٣ مرگ و حيات قلب
معامله فلان مقدار سود كردم، فلان كس خانه اين چنينى ساخته و ....
بنابراين وجه جامعى بين اين سه گروه هست كه از دنيا و امور مادّى سخن به ميان آوردن و فرو رفتن در عالم مادّه است كه قلب انسان را مىميراند، چون حيات قلب در معنويّت و تقواست و به همين جهت وقتى انسان مجذوب عالم مادّه شود قلب او مىميرد.
البتّه اين به صورت يك قاعده است كه استثنا دارد چون زنان و توانگران با ايمان هم هستند، ولى اكثر توانگران فخرفروشى مىكنند، و همچنين اكثر زنان در مورد زينت صحبت مىكنند و اين قلب ديگر مجال ندارد به خدا فكر كرده و درد فقرا را درك كند.
در مقابل افرادى هم هستند كه نگاه به آنها قلب را زنده مىكند و انسان را به ياد خدا، معنويّت و قيامت مىاندازد.
از آيات و روايات چنين استنباط مىشود كه براى قلب انسان حيات و مرگى است، غير از اين حيات و مرگى كه جنبه فيزيكى دارد.
گاهى قلب مىميرد و گاهى زنده مىشود، گناهان قلب را مىميراند و توبه آن را زنده مىكند. قرآن مىفرمايد: « «إِنَّكَ لَاتُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ* وَمَا أَنْتَ بِهَادِى الْعُمْىِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُّسْلِمُونَ»؛ مسلّماً تو نمىتوانى سخنت را به گوش مردگان برسانى، و نمىتوانى كران را هنگامى كه روى بر مىگردانند و پشت مىكنند فرا خوانى، و نيز نمىتوانى كوران را از گمراهيشان برهانى، تو فقط مىتوانى سخن خود را به گوش كسانى برسانى كه آماده پذيرش ايمان به آيات ما هستند و در برابر حق تسليم هستند». [١]
حيات مادّى آثارى دارد كه زندگى و توليد مثل و ... از آن قبيل است. حيات معنوى هم آثارى دارد كه نورانيّت، علم، تقوا و ... از آن قبيل است، علاوه بر اين
[١] نمل، آيه ٨٠ و ٨١.