گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - ٨ دروغ و خيانت
مىكشند، بلكه از اداى امانت و راستى گفتار آنها را بشناسيد». [١]
و همچنين مىفرمايد:
«المُؤْمِنُ إذا كَذَبَ مِنْ غَيرِ عُذْرٍ لَعَنَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ، وَخَرَجَ مِنْ قَلْبِهِ نَتْنٌ حَتّى يَبْلُغَ الْعَرْشَ فَيَلْعَنُهُ حَمَلَةُ الْعَرْشِ
؛ هرگاه مؤمنى بدون عذر (شرعى) دروغ بگويد، هفتاد هزار فرشته او را لعنت مىكنند، و از دهانش بوى تعفّن و گندى برآيد كه تا به عرش رسد، و حاملان عرش نيز وى را لعنت كنند. [٢]
از آن حضرت پرسيدند:
«أَيكونُ الْمؤمِنُ جَبَاناً؟: «نَعَمْ، قيل لَهُ: أيكونُ المُؤْمِنُ بَخِيلًا؟ قال: نَعَمْ. قيل لهُ: أيكونُ المؤمِنُ كَذّاباً؟ قال: لا»
؛ آيا ممكن است مؤمن ترسو باشد؟ فرمود: آرى؛ پرسيدند: و بخيل باشد، فرمود: آرى؛ پرسيدند: و دروغگو باشد؟ فرمود: نه». [٣]
و فرمود:
«رَأيْتُ كأنَّ رَجُلًا جاءَني فقالَ لي: قُمْ، فَقُمْتُ مَعَهُ فإذا أنا بِرَجُلَينِ أحَدُهُما قائِمٌ والآخَرُ جالِسٌ، وَبِيَدِ الْقائِمِ كلّوبٌ مِنْ حَديدٍ يُلْقِمُهُ في شِدْقِ الجالِسِ فَيَجْنِبُهُ حَتّى يَبْلُغَ كاهِلَهُ، فَيُلْقِمُهُ الجانِبَ الآخَرَ فَيَمُدُّهُ، فإذا مَدَّهُ رَجَعَ الآخرُ كما كانَ، فَقُلتُ للّذي أقامَني: ما هذا؟ قال: هذا رَجُلٌ كَذّابٌ، يُعَذَّبُ في قَبْرِهِ إلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ
؛ گويا مردى نزد من آمد و گفت: برخيز، برخاستم و با او روانه شدم تا به دو نفر رسيديم كه يكى ايستاده و ديگرى نشسته بود، در دست ايستاده قلّابى از آهن بود و آن را در كنج دهان آن كه نشسته بود فرو مىبرد و مىكشيد تا از شانه به پشت او مىرسيد، سپس بيرون مىآورد و به طرف ديگر فرو مىبرد و مىكشيد و همچنان اين عمل را تكرار مىكرد، به آن كه با من بود گفتم: اين چيست؟ گفت: اين مرد (نشسته) دروغگوست و تا روز قيامت اينگونه در گور عذاب مىشود». [٤]
[١] ميزان الحكمه، ج ٥، ص ٢٨٨.
[٢] جامع السعادات، ج ٢، ص ٤٢٥.
[٣] همان مدرك، ص ٤٢٦.
[٤] همان مدرك.