شيوه همسرى در خانواده - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - ٥ جشن عروسى

تعبير عربها «نثار» مى‌كنند) ورقه‌هاى كوچكى را كه هر كدام سند مالكيّت يك ملك و آبادى ششدانگ! بود، بر سر عروسشان پاشيدند و هر كس يكى از آنها را ربود مالك يك آبادى شد (و طبعاً كسانى كه در آن مجالس راه داشتند همان درباريان پر پول و ثروتمندان حاشيه‌نشين بودند).

***

حال ببينيم در مراسم جشن عروسى اين خانواده نمونه و بى‌نظير چه گذشت.

يك ماه از مراسم عقد بانوى اسلام عليها السلام با على عليه السلام گذشت. روزى‌ «امّ ايمن» با جمعى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله به محضرش شرفياب شدند، «امّ ايمن» مطلب را از جاى جالبى كه قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله را به شوق مى‌آورد شروع كرد و گفت:

اگر خديجه امروز در حيات بود چشمش به عروسى «فاطمه» عليها السلام روشن مى‌شد،

سپس افزود:

على عليه السلام خواهان همسر خويش است، چشم فاطمه را به همسرش روشن فرما، و جمع آنها را سامان ده، و چشم ما را نيز با آن روشن كن ...

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

برويد و اطاقى را در خانه من براى زفاف آنها فراهم سازيد،