شيوه همسرى در خانواده - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩ - پيشگفتار (براى اوّلين چاپ اين اثر)

عاقبت هم اين فرزند بى‌گناه را از دامان مادر دردمند و افسرده ربوده و با كمال قساوت زنده به‌گور مى‌كردند و سپس مانند كسى كه فتحى بزرگ نموده به محيط تاريك زندگى برمى‌گشتند.

خدا مى‌داند كه چقدر دختران زنده زير خاك دفن شدند! به اجمال مى‌دانيم پدرانى يافت مى‌شدند كه به اقرار خود تا هفت دختر خود را به اين سرنوشت شوم گرفتار ساخته و بر اين باور مباهات مى‌كردند.

در يك چنين روزگار تيره كه زندگى در آن تلخ‌تر از زهر بود، خداوند متعال بر بشر منّت گذارده و حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله را مبعوث به‌رسالت كرد. يكى از اهداف آن سيّد و سرور بشر، جلوگيرى از اين ظلم بزرگ و احياءِ ارزش زن بود. او با شعار ملكوتى‌ «لا تَقْتُلُوا اوْلادَكُمْ» به ميدان مبارزه با اين سنّت غلط آمد و چندان مجاهده نمود تا اين خوى زشت را از ضمير آنان دور ساخت. و دانستند كه دختر هم از فرزندان ايشان مى‌باشد.

حضرتش داراى سه پسر شد كه هر سه از دنيا رفتند. و تنها دخترش «حضرت فاطمه زهرا عليها السلام» باقى ماند. در تربيت و پرورش او كوشيد و زهراى مرضيّه عليها السلام در دامن پدر به مقامى رسيد كه او را «انسيّه حوراء» بلكه «سيّدة النّساء» و عاقبت «امّ ابيها» صدا مى‌زد.

خواست به جهانيان اعلام نمايد كه اين بانوى با عظمت با آن‌كه يك زن است ولى در تمامى روى زمين همتراز و همراز و همسرى براى‌