شيوه همسرى در خانواده - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩ - مسئله بغرنج جهيزيّه
دعوت مىكنند كه بهتماشاى اين موزه بيايند!
چه عادت شوم و زشت و رسم ناپسندى!
بديهى است اگر جهيزيّه از نظر كيفيّت و كميّت در سطح پائين باشد عرق شرمسارى بر چهره عروس و كسان او مىنشيند، و بگومگوها شروع مىشود، يكى طنز مىگويد، ديگرى پشت چشم نازك كرده و با نيشخند مىگويد: انشاءاللَّه مباركشان باشد! ديگرى از روى ترحّم مىگويد: اينها مهم نيست مهم آن است كه يكديگر را دوست بدارند!
و اگر زياد باشد، باد به غبغب انداخته، به شرح گستردهاى درباره تهيّه هر يك از قسمتهاى آن پرداخته، و زحماتى را كه براى تهيّه آن از بازارها به قيمتهاى گزاف، از سفر مكّه و زيارت سوريه، از فروشگاههاى درجه اوّل و منحصر به فرد كشيدهاند، مىپردازند.
كسى نيست از اين افراد سؤال كند اگر جهيزيّه براى زندگى خصوصى عروس و داماد تهيّه شده، نمايش آن بر ديگران چه معنى دارد! هدف از اين نمايش مضحك و بى معنى چيست!
مگر ما هر وقت وسائلى براى خانه خود مىخريم ديگران را دعوت براى تماشا مىكنيم!
بدبختانه گاه بگومگوها و گلههاى مربوط به آن، سالها در ميان فاميل باقى مىماند و آثار شوم و سوءِ آن در روحيّه عروس و داماد، شَهْد زندگى را در كام آنها شرنگ مىسازد.
در حالى كه مىدانيم فلسفه جهيزيّه، آغاز يك زندگى ساده و