زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - مقام علمى فاطمه (عليها السلام)
و ايمان و فضيلت او نيز بود، و پرتوى از آن خورشيد و شعلهاى از آن مشكات محسوب مىشد.
٢- در «مسند احمد» از امّ سلمه (يا طبق روايتى ام سلمى) چنين آمده: وقتى فاطمه (عليها السلام) به همان بيمارى كه به وفاتش منتهى گشت، بيمار شد من از او پرستارى مىكردم، روزى حالتش را از همه روز بهتر ديدم، على (عليه السلام) به دنبال كارى رفته بود، فاطمه (عليها السلام) به من فرمود: آبى بياور تا غسل كنم، آب آوردم و او غسل كرد، غسلى كه بهتر از آن نديده بودم.
سپس فرمود: لباسهاى تازهاى براى من بياور، لباسها را آوردم و به او دادم، و او پوشيد.
سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بيفكن، من اين كار را كردم، او دراز كشيد و رو به قبله كرد، و دستش را زير صورتش گذاشت، سپس فرمود: اى ام سلمه!] ام سلمى [من الان از دنيا مىروم (و به ملكوت اعلا مىشتابم) در حالى كه پاك شدهام، كسى روى مرا نگشايد. اين سخن گفت و چشم از جهان پوشيد! [١]
اين حديث به خوبى نشان مىدهد كه فاطمه از لحظه مرگش آگاه و با خبر بوده، و بىآنكه نشانههاى آن در او باشد، آماده رحلت از اين جهان گشت، و از آنجا كه هيچ كس لحظه مرگ را جز به تعليم الهى نمىداند اين نشان مىدهد كه از سوى خدا به او الهام مىشد.
[١]. مسند احمد بن حنبل، جلد ٦، صفحه ٤٦١. اين حديث را ابن اثير در «اسد الغابة» و جمعى ديگر در كتب خود آوردهاند.