زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - مراسم جشن عروسى
اميرمؤمنان على (عليه السلام) آمد و در مقابل پيامبر (صلى الله عليه وآله) نشست، اما سر خود را از شرم به زير افكنده بود.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: آيا ميل دارى همسرت را به خانه ببرى؟
اميرمؤمنان على (عليه السلام) در حالى كه سرش را به زير انداخته بود، عرض كرد: آرى، پدر و مادرم به قربانت باد.
جالب اينكه برخلاف آنچه در ميان مردم تجملپرست معمول است كه از ماهها قبل دست به كار اين برنامهها مىشوند، پيامبر (صلى الله عليه وآله) با خوشحالى فرمود: همين امشب يا فردا شب ترتيب كار را خواهم داد.
و همانجا دستور فراهم ساختن مقدمات جشن بسيار سادهاى كه مملو از روحانيت و معنويت بود را صادر فرمود.
اين جشن ملكوتى و مراسم مربوط به آن، آن قدر بى تكلف و ساده برگزار شد كه شنيدنش امروز براى ما تعجب آور است.
اميرمؤمنان على (عليه السلام) مىگويد: مقدارى از پول همان زرهى را كه قبلا فروخته بودم پيامبر (صلى الله عليه وآله) نزد امّ سلمه به امانت گذارده بود، و به هنگام مراسم زفاف ده درهم از آن را از وى گرفت، و به من داد و فرمود: مقدارى روغن و خرما و كشك با اين پول خريدارى كن.
من اين كار را انجام دادم، سپس پيامبر (صلى الله عليه وآله) شخصاً آستين را بالا زد و سفره تميزى طلبيد و آنها را با هم با دست خود مخلوط كرد و غذايى تهيه نمود و با همان غذا از مردم پذيرايى به عمل آورد.
اميرمؤمنان على (عليه السلام) شخصاً مأمور شد به مسجد بيايد و اصحاب را دعوت كند، هنگامى كه به مسجد آمد خواست فقط برخى را دعوت كند،