زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - ولادت پر شكوه فاطمه (عليها السلام)
بود، و زنى كه او را كمك كند وجود نداشت، قلب او فشردهتر مىشد، و امواج خروشان بىمهرىهاى مردم روح پاكش را آزار مىداد. ناگهان برقى در افق روحش درخشيد، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود ديد، سخت نگران شد، يكى از آن چهار زن صدا زد: نترس و غمگين مباش! پروردگار مهربانت ما را به يارى تو فرستاده است، ما خواهران تو ايم، من سارهام؛ و اين آسيه همسر فرعون است كه از دوستان تو در بهشت خواهد بود؛ آن ديگر مريم دختر عمران؛ و اين چهارمى را كه مىبينى دختر موسى بن عمران، كلثوم است. ما آمدهايم كه در اين ساعت يار و ياور تو باشيم.
و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام ديده به جهان گشود. [١] آرى به مصداق:
« (إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا)؛ [٢] به يقين كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداوند يگانه است سپس استقامت كردند فرشتگان بر آنان نازل مىشوند كه: نترسيد و غمگين مباشيد».
در اينجا نيز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصيت جهان به يارى خديجه با ايمان و پر استقامت شتافتند.
[١]. مضمون اين حديث را گروهى از دانشمندان اهل سنّت از جمله «طبرى» در «ذخائر العقبى» نقل كرده است.
[٢]. فصّلت، آيه ٣٠.