زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - ١- عوامل سياسى غصب فدك
٣- اگر آنها حاضر مىشدند فدك را به عنوان ميراث پيامبر (صلى الله عليه وآله) و يا بخشش و هديه آن حضرت به فاطمه زهرا (عليها السلام) در اختيار آن حضرت قرار دهند راهى باز مىشد كه مسأله خلافت را نيز از آنها مطالب كند.
اين نكته را دانشمند معروف اهل سنّت «ابن ابىالحديد معتزلى» در شرح «نهج البلاغه» به طرز ظريفى منعكس كرده است.
او مىگويد: من از (استادم) «على بن فارقى» مدرّس مدرسه بغداد سؤال كردم: آيا فاطمه (عليها السلام) در ادعاى مالكيت فدك صادق بود؟
گفت: آرى.
گفتم: پس چرا خليفه اوّل فدك را به او نداد، در حالى كه فاطمه نزد او راستگو بود؟
او تبسمى كرد و كلام لطيف و زيبا و طنزگونهاى گفت، در حالى كه هرگز عادت به شوخى نداشت، گفت:
«لَوْ اعْطاها الْيَوْمَ فَدَكاً بِمُجَرَّدِ دَعْواها لَجائَتْ الَيْهِ غَداً وَ ادَّعَتْ لِزَوْجِهَا الْخِلافَةَ وَ زَحْزَحَتْهُ مِنْ مَكانِهِ، وَ لَمْ يُمْكِنُهُ الْاعْتِذارُ وَ الْمُدافِعَةُ بِشَيْ لِانَّهُ يَكُونُ قَدْ اسْجَلَ عَلى نَفْسِهِ بِانَّها صادِقَةٌ فِيما تَدَّعِيهِ، كائِناً ما كانَ، مِن غَيْرِ حاجَة الى بَيِّنَة
؛ اگر ابىبكر آن روز فدك را به مجرد ادعاى فاطمه (عليها السلام) به او مىداد، فردا به سراغش مىآمد و ادعاى خلافت براى همسرش مىكرد! و وى را از مقامش كنار مىزد، و او هيچگونه عذر و دفاعى از خود نداشت، زيرا با دادن فدك پذيرفته بود كه فاطمه (عليها السلام) هر چه را ادعا كند راست مىگويد، و نيازى به