مراقبات ماه رمضان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥
مردم ، در تأويل اين حديث و اين كه : «چرا خداوند ، روزه و پاداش آن را مخصوص خود ساخته است ، هر چند همه عبادت ها و پاداش آنها ، از سوى خدا و بر عهده اوست؟» ، بسيار گفته اند . آنان در اين باره وجوهى را ذكر كرده اند كه محور همه آنها، اين است كه: روزه، رازى ميان خدا و بنده است و كسى جز او،از آن آگاه نمى شود. پس بنده ، روزه دار واقعى نمى شود ، مگر آن كه در اطاعت ، اخلاص داشته باشد . گرچه همان طور است كه گفته اند ، ولى عبادات ديگرى هم هستند كه در پنهان بودن ، مثل روزه اند ، مانند : نماز بى وضو و نماز در جامه نجس و اين گونه اعمال پنهانى كه همراه با عبادات اند و جز خدا و نمازگزار ، آنها را نمى داند . بهترين چيزى كه در تأويل اين حديث شنيده ام ، اين است كه : همه عبادت هايى كه بندگان با انجام دادن آنها به خداوند ، تقرّب مى جويند (مانند : نماز ، حج ، صدقه ، اعتكاف ، دعا ، نيايش ، قربانى و انواع عبادت هاى ديگر) ، مشركان نيز با همانها خداهاى خويش و آنچه را شريك خدا قرار داده بودند ، پرستيده اند؛ امّا هرگز شنيده نشده است كه گروهى از مشركان و پيروان مذاهب در دوران هاى پيشين ، معبودهاى خود را با «روزه» پرستيده باشند و بدين وسيله به آنها تقرّب جسته باشند . روزه ، به عنوان عبادت ، تنها از سوى اديان آسمانى ، شناخته شده است . از اين رو ، خداوند فرموده است : «روزه ، براى من است و خودم پاداش آن را مى دهم» ، يعنى : در آن ، كسى شريك من نگشته است و با آن جز من ، پرستش نشده است . پس در اين هنگام ، خودم پاداش آن را بر عهده مى گيرم و به كسى ديگر ، چه فرشتگان مقرّب و چه غير آنان ، وا نمى گذارم ؛ تا اندازه اى كه به من اختصاص يابد . امّا آنچه اخيرا در تفسير اين حديث رايج شده كه حديث مذكور چنين قرائت مى شود : «الصَّوم لِى وَ أنَا أُجْزى به ؛ روزه براى من است و من ـ يعنى خداوند متعال ـ جزا داده مى شوم به آن» ، تا آن جا كه ما جستجو كرديم ، هيچ يك از حديث شناسان گذشته ، آن را چنين قرائت نكرده و از آن ، چنين معنايى نفهميده است .