احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦ - احکام انکار قلبی
با او نه تنها اثر تنبيهى ندارد، بلكه اثر تشويقى نيز دارد، يعنى او را بيشتر در كار خود آزاد مىگذاريد و در عمل به آن كار تشويق مىكنيد. در چنين مواردى قطع رابطه درست نيست. [١]
احكام انكار قلبى
١- اگر در اين مرتبه [انكار قلبى] درجاتى باشد، لازم است با احتمال تأثير درجه خفيفتر، به همان اكتفا كند، مثلًا اگر احتمال مىدهد كه با ترك تكلم با او، مقصود حاصل مىشود، به همان اكتفا كند و به درجه بالاتر، عمل نكند، به ويژه اگر طرف، شخصى است كه اين نحو عمل موجب هتك او مىشود. [٢]
٢- اگر اعراض نمودن و ترك معاشرت با معصيت كار موجب تخفيف معصيت مىشود يا احتمال بدهد كه موجب تخفيف مىشود، واجب است اگرچه بداند موجب ترك بكلى نمىشود و اين امر در صورتى است كه با مراتب ديگر، نتواند از معصيت جلوگيرى كند. [٣]
٣- اگر علماى اعلام احتمال بدهند كه اعراض از ظلمه و سلاطين جور، موجب تخفيف ظلم آنها مىشود، واجب است از آنها اعراض كنند و اعراض خود را به ملت مسلمان بفهمانند. [٤]
٤- اگر مراوده و معاشرت علماى اعلام با ظلمه و سلاطين جور، موجب تخفيف ظلم آنها شود، بايد ملاحظه كنند كه آيا ترك معاشرت اهم است؛ زيرا ممكن است معاشرت موجب سستى عقايد مردم شود و موجب هتك اسلام و مراجع اسلام شود، يا تخفيف ظلم، پس هر كدام اهم است، به آن عمل كنند. [٥]
٥- اگر معاشرت و مراوده علماى اعلام با ظلمه، خالى از مصلحت راجحه ملزمه باشد، نبايد معاشرت كنند؛ زيرا اين امر موجب اتهام آنها خواهد شد. [٦]
[١] حماسة حسِینِی، ج ٢، ص ٩٤.
[٢] توضِیح المسائل، مسألة ٢٨٠٦.
[٣] همان، مسألة ٢٨٠٧.
[٤] توضِیح المسائل، مسألة ٢٨٠٨.
[٥] توضِیح المسائل، مسألة ٢٨٠٩.
[٦] همان، مسألة ٢٨١٠.