احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر
(١)
پیشگفتار
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
درس اول اهمیت، وجوب و اقسامِ دفاع
١٧ ص
(٤)
اهمیت دفاع از کیان اسلام و حوزة اسلامی
١٨ ص
(٥)
وجوب دفاع از کیان اسلام
١٩ ص
(٦)
انواع تهاجم و دفاع
٢٠ ص
(٧)
درس دوم شرکت در دفاع
٢٣ ص
(٨)
رعایت شؤون انسانی در دفاع
٢٤ ص
(٩)
درس سوم آمادگی دفاعی
٢٧ ص
(١٠)
گسترة آمادگی
٢٧ ص
(١١)
بسیج نیروها
٢٨ ص
(١٢)
آموزش نظامی
٢٩ ص
(١٣)
خدمت سربازی
٢٩ ص
(١٤)
مرزبانی
٣٠ ص
(١٥)
درس چهارم زنان و دفاع
٣٣ ص
(١٦)
آموزش فنون نظامی
٣٥ ص
(١٧)
نقش زنان در چگونگی دفاع
٣٦ ص
(١٨)
درس پنجم متخلّفان، فراریان، اسیران جنگی
٣٩ ص
(١٩)
تخلف از شرکت در نبرد
٣٩ ص
(٢٠)
فرار از میدان نبرد
٤٠ ص
(٢١)
رفتار با اسرای جنگی
٤١ ص
(٢٢)
درس ششم دفاع سیاسی
٤٧ ص
(٢٣)
احکام دفاع سیاسی
٤٧ ص
(٢٤)
کیفیت دفاع سیاسی
٤٩ ص
(٢٥)
درس هفتم دفاع فرهنگی
٥٠ ص
(٢٦)
ترویج فرهنگ مهاجم
٥٣ ص
(٢٧)
کتابهای گمراهکننده
٥٢ ص
(٢٨)
فیلمها و تصاویر مبتذل
٥٣ ص
(٢٩)
برخورد با مفاسد اجتماعی
٥٣ ص
(٣٠)
درس هشتم دفاع از جان و مال
٥٥ ص
(٣١)
دفاع از جان
٥٦ ص
(٣٢)
یک نکتة مهم
٥٧ ص
(٣٣)
دفاع از مال
٥٨ ص
(٣٤)
درس نهم دفاع از حریم (عرض و ناموس)
٦١ ص
(٣٥)
انواع تجاوز به حريم
٦١ ص
(٣٦)
الف - اعمال منافى عفت
٦١ ص
(٣٧)
ب – چشمچرانی
٦٧ ص
(٣٨)
ج - هتاکی
٦٨ ص
(٣٩)
مراحل دفاع
٦٩ ص
(٤٠)
درس دهم اهمیت، ضرورت و اقسام
٧٣ ص
(٤١)
اهمیت و ضرورت امر به معروف و نهی از منکر
٧٣ ص
(٤٢)
انواع امر به معروف و نهی از منکر
٧٤ ص
(٤٣)
الف - از نظر حكم تكليفى
٧٤ ص
(٤٤)
ب - از نظر اجرا
٧٤ ص
(٤٥)
احکام امر و نهی واجب
٧٥ ص
(٤٦)
درس یازدهم شرایط امر به معروف و نهی از منکر (1)
٧٩ ص
(٤٧)
1- شناخت معروف و منکر (علم)
٧٩ ص
(٤٨)
گستره و مصادیق معروف و منکر
٧٩ ص
(٤٩)
ضرورت فراگیری نحوه اجرا
٨٠ ص
(٥٠)
احکام مربوط به شناخت معروف و منکر
٨٠ ص
(٥١)
2- احتمال تأثیر
٨١ ص
(٥٢)
روشهای امر و نهی
٨٢ ص
(٥٣)
احکام مربوط به احتمال تأثیر
٨٣ ص
(٥٤)
درس دوازدهم شرایط امر به معروف و نهی از منکر (2)
٨٥ ص
(٥٥)
3- اصرار بر گناه
٨٥ ص
(٥٦)
توبه از گناه
٨٥ ص
(٥٧)
احکام مربوط به این شرط
٨٦ ص
(٥٨)
4- مفسده نداشتن
٨٦ ص
(٥٩)
مرز امر به معروف و نهی از منکر
٨٨ ص
(٦٠)
احکام امر و نهی در امور متعارف
٨٩ ص
(٦١)
احکام امر و نهی در امور مهم
٩٠ ص
(٦٢)
شرایط دیگر
٩١ ص
(٦٣)
درس سیزدهم مراتب امر به معروف و نهی از منکر (1)
٩٣ ص
(٦٤)
انکار قلبی
٩٤ ص
(٦٥)
درجات انکار قلبی
٩٤ ص
(٦٦)
ضرورت تشخیص موارد
٩٥ ص
(٦٧)
احکام انکار قلبی
٩٦ ص
(٦٨)
درس چهاردهم مراتب امر به معروف و نهی از منکر (2)
٩٩ ص
(٦٩)
انکار زبانی
٩٩ ص
(٧٠)
درجات انکار زبانی
٩٩ ص
(٧١)
احکام انکار زبانی
٩٩ ص
(٧٢)
انکار عملی
١٠١ ص
(٧٣)
احکام انکار عملی
١٠٢ ص
(٧٤)
درس پانزدهم مراتب امر به معروف و نهی از منکر (3)
١٠٥ ص
(٧٥)
کیفیت اجرای امر به معروف و نهی از منکر
١٠٥ ص
(٧٦)
اذن در انکار عملی
١٠٦ ص
(٧٧)
اقامه حدود در زمان غیبت
١٠٧ ص
(٧٨)
وظیفه مردم
١٠٧ ص
(٧٩)
تصدی امور از طرف حاکمان ستمگر
١٠٧ ص
(٨٠)
درس شانزدهم آداب امر به معروف و نهی از منکر
١١١ ص
(٨١)
از کجا آغاز کنیم؟
١١٢ ص
(٨٢)
1 - اصلاح خود
١١٢ ص
(٨٣)
2- اصلاح خانواده و نزدیکان
١١٣ ص
(٨٤)
منابع و مآخذ
١١٧ ص

احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦ - اذن در انکار عملی

اذن در انكار عملى‌

چنان‌چه انكار عملى و استفاده از قدرت، به كتك زدن، زندانى كردن، زخمى يا كشته شدن و ... بينجامد، بايد از مجتهد جامع‌الشرايط و حاكم شرع اجازه گرفته شود. همان‌طور كه ذكر شد امور مربوط به انكار عملى در زمان استقرار حكومت اسلامى به مقامات مسؤول ارجاع داده مى‌شود:

استفتاء- آيا در مواردى كه راه جلوگيرى از وقوع منكر منحصر به ايجاد مانع بين فعل حرام و فاعل آن و آن هم متوقّف بر كتك زدن وى يا زندانى كردن و سخت گفتن بر او و يا تصرف در اموال وى هر چند با تلف كردن آن باشد، مى‌توان بدون كسب اجازه از حاكم، اقدام به آن از باب نهى از منكر نمود؟

جواب- اين موضوع حالات و موارد مختلفى دارد، به طور كلى مراتب امر به معروف و نهى از منكر اگر متوقف بر تصرّف در نفس يا مال كسى كه فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتياج به كسب اجازه از كسى ندارد، بلكه اين مقدار بر همه مكلفين واجب است. ولى مواردى كه امر به معروف و نهى از منكر متوقف بر چيزى بيشتر از امر و نهى زبانى باشد، اگر در سرزمينى باشد كه داراى نظام و حكومت اسلامى است و به اين فريضه اسلامى اهميت مى‌دهد، احتياج به اذن حاكم و مسؤولين ذى‌ربط و پليس محلى و دادگاه‌هاى صالح دارد. [١]

مسائل مربوط به اذن در انكار عملى به قرار زير است:

١- اگر مطلوب (جلوگيرى از گناه) جز با زدن و آسيب‌رساندن حاصل نشود، با مراعات «الْايْسَرُ فَالْايْسَرُ» و «الْاسْهَلُ فَالْاسْهَلُ» (كه ابتدا كمترين و آسانترين مرحله و در صورتى كه مؤثر نشد به تدريج مرحله بالاتر را اجرا كند) جايز است و سزاوار است كه از فقيه جامع‌الشرايط اجازه گرفته شود، بلكه در حبس كردن و ايجاد حَرَج و مشقّت و مانند آن نيز شايسته است اجازه بگيرد. [٢]


[١] رسالة اجوبة الاستفتائات (ترجمة فارسِی)، ص ٣٢٧ ـ ٣٢٨.

[٢] تحرِیر الوسِیله، ج ١، ص ٤٨١، مسألة ١٠.