احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢ - ١ - اصلاح خود
٢- از بزرگترين مصاديق امر به معروف و نهى از منكر، شريفترين، دقيقترين، مؤثرترين و دلنشينترين آن در قلبها آن است كه عهدهدار امر به معروف و نهى از منكر، خود آراسته به نيكىها- اعم از واجب و مستحب- بوده، از بدىها- گناهان و حتى مكروهات- بركنار و داراى اخلاق پيامبران و روحانيون [اهل معنويت] باشد و از اخلاق نادانان و اهل دنيا منزّه باشد، تا جايى كه با عمل و رفتارش مردم را به نيكىها ترغيب كند و از بدىها باز دارد و مردم از وى پيروى كنند، بخصوص اگر ارشاد كننده از علماى دين و رؤساى مذهب باشد؛ چرا كه اگر خداى نكرده برخلاف اين باشد و مردم ببينند كه عالم مدّعىِ جانشينى پيامبران و پيشوايى امت، به آنچه مىگويد عمل نمىكند، موجب تضعيف عقيده آنها مىگردد و جرأتشان را بر ارتكاب گناهان و بدگمانىشان را به پيشينيانِ صالح افزون مىسازد.
بنابراين، بر علما و به ويژه رؤساى مذهب است كه از مواضع تهمت بپرهيزند كه بزرگترين موضع تهمت، تقرّب جستن به سلاطين و رؤساى ستمكار است. [١]
از كجا آغاز كنيم؟
امر به معروف و نهى از منكر، فعاليت گستردهاى است كه مرز نمىشناسد و در صورت فراهم شدن شرايط آن بايد نسبت به همه انجام گيرد. از اين رو، چنانكه گفتيم آمر و ناهى لزومى ندارد كه «عادل» باشد و همچنين در آمر و ناهى شرط نيست كه خود به آنچه امر مىكند «عامل» و نسبت به آنچه نهى مىكند «تارك» باشد. [٢] ولى ادب امر به معروف و نهى از منكر اقتضا مىكند كه انسان، در امر و نهى از راهش وارد شود، تا امر و نهى او در ديگران مؤثرتر و دلنشينتر باشد. بنابراين، اگر آمر و ناهى به ترتيب زير وارد شود شايستهتر خواهد بود.
١- اصلاح خود
مقتضاى ادب امر و نهى اين است كه آمر و ناهى در قدم نخست به اصلاح خود بپردازد. پس از آن به امر و نهى ديگران اقدام نمايد. چنانكه امير مؤمنان ٧ مىفرمايد:
[١] تحرِیر الوسِیله، ج ١، ص ٤٨٢، مسألة ١٥.
[٢] همان، ص ٤٧٥، مسألة ٢٠.