احکام اقتصادی - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٢٠ - فلسفة خمس
من با اينكه از بيشتر اهل مدينه داراترم، يك درهم [خمس] را هم از شما مىگيرم و از اين كار قصدى جز پاك شدن شما ندارم.
چنانكه از حديث شريف استفاده مىشود اهل بيت : از نظر معيشت و گذران زندگى هيچ نيازى به كمك ديگران ندارند و فلسفه اصلى خمس، اداره حكومتى است كه آن بزرگواران بايد در رأس آن قرار گيرند و مردم را بهسوى پاكى رهنمون شوند.
برهمين اساس است كه در بعضى از روايات از خمس بهعنوان «حق امارت و حكومت» ياد شده است. حضرت على ٧ مىفرمايد:
آنچه خداى عالم از اسباب و راههاى معيشت و زندگى مخلوقات در قرآن بيان فرموده پنج چيز است [كه عبارتند از]: جهت امارت و حكومت، عمران و آبادانى، اجاره، تجارت و صدقات؛ اما جهت امارت و حكومت همان خمس است كه خداوند تعالى [دربارهاش] فرمود:
(وَاعْلَمُوا انَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَىْءٍ فَانَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكينِ ... )[١]
(انفال [٨]، آيه ٤١)
بدانيد هر چيزى را كه به غنيمت گرفتيد خمس آن از آنِ خداوند، پيامبر، خويشاوندان پيامبر، يتيمان و مسكينان است.
با توجه به اين حديث شريف و آيه شريفه، خمس در درجه اول مال خداست [٢] كه در نظام حكومتى الهى در اختيار مقام رسالت و امامت قرار مىگيرد و در زمان غيبت به ولى فقيه، مجتهد جامعالشرايط، عالم باللّه و امين بر حلال و حرام الهى سپرده مىشود تا در راه مصالح مسلمانان، توسعه و ترويج فرهنگ و معارف اسلامى، تبليغات، ايجاد سازمانهاى دفاعى و غيره مصرف كند. از اين رو، اداره شؤون مقام ولايت، امامت و
[١] - وسائل الشيعه، ج ٦، ص ٣٤١
[٢] - مال خداست؛ يعنى حق خداوند است كه خمس دهنده بايد آن را در راه خداوند (فى سبيلالله) به مصرف برساند، منتها خداوند همين سهم خود را براى پيغمبر اكرم ٦ و خاندانش قرار داده و شخص موظف است خمس مال خود را به پيغمبر، امام معصوم ٧ يا نايب او بپردازد