معتكفان كوى دوست - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٦ - معناى اعتكاف
اعتكاف از منظر حضرت آيت اللّه العظمى علوى گرگانى (مدّ ضلله العالى)
اعتكاف يكى از اعمال مستحب است كه اگر به خوبى درك شود مىتواند به تمام معنى براى تهذيب نفس و خودسازى و عرفان حقيقى كافى باشد. اعتكاف يعنى از تمامى لذّات دنيا بريدن و متوجه حضرت ربوبى شدن انسان معتكف با اعتكاف بر خود بسيارى از كارها را كه در غير اعتكاف مباح است، حرام مىكند تا راههاى وصل الهى را طى كند. اعتكاف خود شامل روزه است و روزه از اركان آن محسوب مىشود روزه به تنهايى داراى محاسن فراوانى است كه اين وجيزه تاب آن را ندارد تا مفصل وارد شويم و از طرفى اعتكاف با حج شباهت فراوانى دارد زيرا بسيارى از محرمات كه در حج بر محرم حرام است بر معتكف نيز حرام مىباشد و برخى از فقهاء رأى بر آن دادهاند كه بنا بر احتياط معتكف از تمامى محرمات احرام اجتناب نمايد. پس همانطور كه حج بركات مختلفى دارد اعتكاف نيز بركاتش بسيار زياد است.
پس انسانى كه دوست دارد با حضرت حق سر و سرّى داشته باشد بايد از دنيا فاصله بگيرد و هرچه از دنيا فاصله بگيرد به خداوند جلّت عظمته نزديكتر مىشود و اعتكاف با برنامههايى كه دارد انسان را هرچه بيشتر به حضرت دوست نزديكتر مىنمايد عظمت اين عمل بسطار مفيد همين كلام خداند كافى است: ﴿أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ اَلْعٰاكِفِينَ وَ اَلرُّكَّعِ اَلسُّجُودِ.﴾
معناى اعتكاف
١ - معناى اتعكاف: «للّبث المتطاول؛ توقف و درنگ طولانى.»
«اللّبث فى مسجد ثلاثه ايّام فصاعدا للعباده؛ توقف در مسجد جامع سه روز و بيشتر براى عبادت. (بررسى مجمع البحرين)
٢ - اعتكاف: درنگ در مسجد به قصد عبادت، اين عمل در اصل شرع مستحب است. (تحرير الوسيله).
٣ - اعتكاف: روى آوردن به چيزى و مواظبت نمودن بر آن و همراه با آن بودن از روى احترام. (لسان العرب/مفردات راغب اصفهانى).
٤ - اعتكاف در لغت به معنى اقامت كردن و ماندن در جايى و ملازم بودن با چيزى است ولى در اصطلاح، اقامت در مكانى مقدس به منظور تقرّب جستن به خداوند متعال است. (المنجد)
٥ - اعتكاف در لغت، اقبال به سوى چيزى است؛ همراه با تعظيم و بدون انصراف و در اصطلاح عبارت است از اقامت سه روز يا بيشتر در مسجد به قصد عبادت يا قربت با شرايط مخصوص.١
[١] - راغب اصفهانى/معجم مفردات الفاظ قرآن - ماده عكف. لسان العرب/ج ٩ /ص ٣٤٠.