معتكفان كوى دوست
(١)
فهرست مطالب
٢ ص
(٢)
* مقدمه
٣ ص
(٣)
اعتكاف از منظر حضرت آيت اللّه العظمى علوى گرگانى (مدّ ظلّه العالى
٦ ص
(٤)
معناى اعتكاف
٦ ص
(٥)
اهداف اعتكاف
٧ ص
(٦)
اعتكاف معجونى از چند عبادت
٧ ص
(٧)
آثار اعتكاف
٨ ص
(٨)
الف - آثار اخروى كه عبارتند از
٨ ص
(٩)
ب - آثار دنيوى
٩ ص
(١٠)
ج - آثار اجتماعى
٩ ص
(١١)
اعتكاف از منظر آيات وحى
١١ ص
(١٢)
اعتكاف در روايات و احاديث معصومين (
١٢ ص
(١٣)
حديث يكم
١٢ ص
(١٤)
حديث دوم
١٢ ص
(١٥)
حديث سوم
١٣ ص
(١٦)
حديث چهارم
١٣ ص
(١٧)
اعتكاف در تاريخ پيشينيان
١٣ ص
(١٨)
حضرت نوع (
١٣ ص
(١٩)
حضرت ابراهيم (
١٤ ص
(٢٠)
حضرت سليمان (
١٥ ص
(٢١)
حضرت موسى (
١٥ ص
(٢٢)
حضرت يحيى (
١٦ ص
(٢٣)
حضرت امير المؤمنين على (
١٧ ص
(٢٤)
امام سجاد (
١٨ ص
(٢٥)
امام صادق (
١٨ ص
(٢٦)
امام كاظم (
١٨ ص
(٢٧)
مرحوم مقدس اردبيلى (رحمت اللّه عليه
١٨ ص
(٢٨)
مرحوم آيت اللّه سيد على قاضى طباطبائى (رحمت اللّه عليه
١٩ ص
(٢٩)
مرحوم آيت اللّه سيد ابو الحسن اصفهانى (رحمت اللّه عليه
١٩ ص
(٣٠)
مرحوم حاج شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى (رحمت اللّه عليه
١٩ ص
(٣١)
انواع اعتكاف
٢٠ ص
(٣٢)
بحث در زمان اعتكاف
٢١ ص
(٣٣)
در بيان مدت اعتكاف
٢١ ص
(٣٤)
مراد از روز چيست؟
٢١ ص
(٣٥)
مكان اعتكاف
٢١ ص
(٣٦)
مسجد جامع
٢١ ص
(٣٧)
شرايط اعتكاف
٢٢ ص
(٣٨)
مبطلات اعتكاف
٢٢ ص
(٣٩)
كفاره اعتكاف
٢٣ ص
(٤٠)
مسايل مربوط به اعتكاف
٢٣ ص
(٤١)
مراقبات حضور در خانه خدا
٣١ ص
(٤٢)
مراقبات روزهدارى
٣٢ ص
(٤٣)
فضيلت ماه رجب
٣٣ ص
(٤٤)
روزه در اين ماه
٣٤ ص
(٤٥)
سخن آخر
٣٦ ص
(٤٦)
«منابع و مآخذ»
٣٦ ص

معتكفان كوى دوست - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٧ - حضرت امير المؤمنين على (

حضرت امير المؤمنين على ٧:

ابو درداء كه يكى از شيعيان حضرت على ٧ است، نقل مى‌كند:

«من آن حضرت را ديدم كه از دوستانش كناره گرفت و به «شويحطات النجار» رفت و در ميان نخل‌هاى پرشاخ و برگ خود را مخفى كرد؛ به گونه‌اى كه من او را گم كردم. بعد از مدتى او را ديدم و پيش خود گفتم كه به خانه برمى‌گردد؛ ناگاه صدايى سوزناك و ناله‌اى جانسوز به گوش رسيد كه مى‌گويد: «خدايا! چه بسيار گناهان كه در مقابلش نعمت عطا فرمودى و آن گناهان را ظاهر ننمودى. خدايا! اگر عمر من در نافرمانى تو سپرى شده است و نامه اعمالم پر از گناه است ولى من اميد بخشش تو دارم و به غير از رضايت تو اميد ديگرى ندارم.» صداى مناجات او مرا مشغول كرد كه ديگر متوجه نشدم؛ ناگاه على بن ابى طالب ٧ را مشاهده نمودم؛ خود را مخفى كردم. آن حضرت را ديدم كه پس از چند ركعت نماز كه در دل شب تاريك به جاى آورد، به دعا و گريه و مناجات پرداخت و مى‌فرمود: «خدايا! به عفو و بخشش تو كه مى‌انديشم؛ گناهانم را كوچك مى‌پندارم و در مؤاخذه تو كه مى‌نگرم؛ بلا و گناهم بزرگ جلوه مى‌نمايد. اى اوى بر من اگر در نامه اعمالم گناهى را ببينم كه من آن را فراموش و تو آن را محاسبه كرده باشى! پس واى بر گرفتارى كه خويشان، وى را نجات ندهند و قوم و قبيله براى او نفعى نداشته باشد! پس فرمود: «آه از آتشى كه جگرها را مى‌سوزاند و آتشى كه پوست سر را مى‌كند آه از سختطهاى شعله كشيدن آتش!»

ابو درداء مى‌گويد: پس آن حضرت مى‌گريست و ديگر هيچ صدا و حركتى از او نديدم. با خود گفتم كه خواب بر او غالب شده، و او را براى نماز صبح بيدار كنم. وقتى قدم پيش نهادم، ديدم كه همچون چوب خشكيده روى زمين افتاده؛ هرچه او را تكان دادم، حركتى نكرد گفتم: ﴿إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ‌﴾؛

ديگر على ٧ از دنيا رفت. به سرعت به طرف منزل حضرت آدم تا به خانواده‌اش خبر دهم. حضرت فاطمه (سلام اللّه عليها) فرمودند: «اى ابا درداء بگو چه شده است‌؟» من ماجرا را بيان كردم. حضرت فاطمه (سلام اللّه عليها) فرمودند: «اى ابا دردراء! به خدا قسم اين حالت بيهوشى است كه در اثر خوف از خدا بر او عارض شده است.» پس من خدمت على ٧ رفتم و مقدارى آب به صورت مباركش پاشيدم؛ ايشان به هوش آمدند.١

امام حسن و امام حسين ٨:

اين دو بزرگوار به جد خويش تأسى مى‌كردند و در مسجد معتكف مى‌شدند.٢


[١] - امالى صدوق/ص ١٢٧.

[٢] - وسائل/ج ١١ /ص ٥٨٦