معتكفان كوى دوست - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٣ - حضرت نوع (
فهو خير له»؛ انسان معتكف سخنان زشت بر زبان جارى نمىكنى و جدال و ريا نمىنمايد و هر قدر خود را از سخن گفتن حفظ كند، براى او بهتر است.»١
حديث سوم:
در روايت ديگر: «و لا يغضب و لا يتحوّل من مجلس أعتكافه؛ انسان معتكف خشمگين نمىشود و از محل اعتكافش خارج نمىگردد.»٢
حديث چهارم:
حضرت امام صادق ٧ فرمودند: «و اشترط على ربّك فى اعتكافك كما تشترط فى احرامك ان يحلّك من اعتكافك عند عارض ان عرض لك من علّه تنزل بك من أمر اللّه تعالى»؛ خويشتن را بر پروردگارت در حال اعتكاف مشروط نما، همچنان كه در حال احرام (حج و عمره) خود را مشروط مىنمايى، آنجا كه برايت حادثهايى از جانب خداوند نسبت به تو نازل شد، خداوند تو را از اعتكاف آزاد نمايد.»٣
اعتكاف در تاريخ پيشينيان
در اين فصل ما به سيره انبياء و اولياء الهى قبل از اسلام مىپردازيم كه به اعتكاف يا معانى همگون با اعتكاف توجه بسيار داشتهاند. زمانى به رهبانيت البته نه رهبانيت با برداشت فعلى بلكه رهبانيتى كه خداوند در آيه هشتاد و دو سوره مائده ﴿ذٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ يَسْتَكْبِرُونَ﴾ مثبت تلقى نموده و آن را مدح نموده، و زمانى به عزلت و اعتزال انبياء اشاره مىكند و بركات آن را مىشمارد ولى بعد از اسلام كه دينى سراسر معنوى و توجه به خداست اولياء دين مردم را به اعتكاف در مساجد ترغيب كردهاند كه يد اللّه مع الجماعه و از روشهاى مذموم ديگر، مسلمانان را بر حذر داشتهاند.
حضرت نوع ٧:
بىترديد انبياء الهى مورد توجه و اكرام حضرت حق بودهاند. حضرت نوح ٧ هم از اين قاعده مستثنا نبوده است؛ در سخنى به علت اين اكرام اشاره شده، كه همان جدايى و خلوت براى عبادت مىباشد.
[١] - مستدرك/ج ٧ /ص ٥٦٧
[٢] - مستدرك الوسائل/ج ٧ /ص ٥٦٥
[٣] - وسائل/ج ٧ /ص ٤١١.