كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢١ - تاريخ وفات

اعتماد الدوله ميرزا ابو طالب در تاريخ رحلت وى گفته است:

رفت چون شيخ از اين دار فناى‌

گشت ايوان جنانش مأواى‌

دوستى جست ز من تاريخش‌

گفتمش شيخ بهاء الدين واى‌[١]

صاحب روضات الجنات مى‌گويد كه چون بمرد پنجاه هزار كس بر جنازه‌ى او نماز گذاردند و در تاريخ فوت او گفته‌اند: بى‌سر و پا گشت شرع و افسر فضل اوفتاد. مقصود از بى‌سر و پا گشت شرع اينست كه شين و عين از آغاز و انجام شرع مى‌افتد و راء مى‌ماند كه ٢٠٠ باشد، و افسر فضل اوفتاد يعنى فاء از آغاز آن ساقط مى‌شود و ضاد كه ٨٠٠ و لام كه ٣٠ باشد مى‌ماند و روى‌هم‌رفته ١٠٣٠ مى‌شود.

صاحب كتاب تنبيهات مى‌گويد كه سنه‌ى يك‌هزار و سى هجريه مريخ در عقرب راجع شد، بعد از تفكر و تدبر بسيار از ضعف و تباهى حال مشترى در آن وقت بخاطر رسيد كه شخصى از علماء فوت شود و از آن وهنى بمذهب راه يابد، و چون افضل و اكمل واقعه آن زمان شيخ بهاء الدين العاملى رحمة اللّه بود، ظن فقير غالب آمد كه جناب شيخ الاسلامى رخت حيات از دار فانى بدار باقى خواهد كشيد، لا جرم در قصبه‌ى اشرف كه از مضافات ولايت مازندرانست اين قضيه را بعرض پادشاه ظل اللّه رسانيده و گفتم كه در اين باب دغدغه بخاطر اشرف نرسد كه طالع اين دولت قويست و نوعى ديگر نمى‌تواند شد.

از قضا بعد از چهار پنج ماه، حضرت شيخ مريض شده و در عرض يك هفته به رحمت ايزدى پيوست.

صاحب مطلع الشمس مى‌گويد كه در چهارم شوال سال ١٠٣٠ هجرى قمرى مريض گشت و در سه‌شنبه دوازدهم رحلت نمود و جسد شريفش نقل بمشهد شد.


[١]- از اين جمله بدون همزه‌ى بهاء، عدد ١٠٣٠ بدست مى‌آيد.