ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥ - ٢ - تاريخ ولادت مفيد و جريان آمدن او ببغداد در كودكى

بدان شهر مى‌آمدند و از محضر اساتيد بزرگ بهره‌مند ميشدند، مفيد نيز پس از تحصيلات مقدماتى ببغداد آمد و نزد اساتيد بسيار بزرگ كه نام آنان در بخش (٦) مذكور خواهد شد تلمذ كرده و از هر كدام بنحوى استفاده كرد.

جريان مسافرت شيخ مفيد را ببغداد، صاحب كتاب تنبيه الخواطر، ورّام بن أبى فراس چنين نقل مى‌كند:

مفيد اصلا از اهل «عكبرا» از جايى موسوم به «سويقة ابن بصرى» بود، او با پدرش ببغداد آمد، و نزد ابو عبد اللَّه معروف بجعل در محله «درب رباح» مشغول بتحصيل شد، سپس بمجلس درس ابو ياسر غلام أبى حبيش كه در محله «دروازه خراسان» تدريس ميكرد حاضر شد، ابو ياسر (كه پس از چندى از بحث با او و پرسشهايش عاجز شد) بدو گفت: چرا بنزد على بن عيسى رمانى نميروى؟

و در علم كلام و ساير علوم اسلامى از او استفاده نميكنى؟ مفيد فرمود: من او را نمى‌شناسم تو براى راهنمائى كسى همراه من بفرست تا مرا بمجلس او راهنمائى كند. ابو ياسر يكى از شاگردان خود را همراه او كرده نزد رمانى فرستاد.

دنباله داستان را مفيد چنين نقل ميكند:

من كه بمجلس رمانى درآمدم ديدم مجلس او پر از فضلا و دانشمندان است و همان دم در نشستم و بتدريج كه مردم ميرفتند و خلوت ميشد من نزديك‌تر ميرفتم، در اين ميان مردى وارد شده گفت:

كسى دم در خانه از اهل بصره است و اجازه ورود ميخواهد! رمانى پرسيد: از دانشمندان است؟

آن مرد گفت: نميدانم جوانى است ميخواهد بنزد شما بيايد، رمانى اجازه داده وارد شد، و او را اكرام كرده شروع بصحبت كردند. سخن بدرازا كشيد تا اينكه آن مرد برمانى گفت: چه ميفرمائيد در باره حديث غدير و داستان غار[١]؟ رمانى گفت: اما داستان غار درايت است (و چيزى است مسلم و معلوم) و اما حديث غدير روايت است (و منقول) و آنچه از درايت بدست آيد از روايت مستفاد نگردد؟ مرد بصرى ديگر نتوانست سخنى در پاسخ رمانى بگويد و از مجلس برخاسته بيرون رفت.

مفيد گويد: من در اين هنگام پيش رفته باو گفتم: جناب استاد سؤالى دارم؟ گفت: بگو


[١] يعنى جريان رفتن ابو بكر با پيغمبر٦ در غار ثور كه سنيها آن را دليل بر خلافت ابو بكر ميدانند.