صحابه از منظر اهل بيت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤ - ٢ خلافكاران
امير، سر راه نباشد و مورد طعنه نيزههاى ما قرار نگيرد.[١]
عاقبت كار سمره به آنجا انجاميد كه در واقعه دل خراش كربلا، پست رياست نگهبانان ابن زياد را بر عهده گرفت و مردم را براى جنگ با فرزند پيامبر تشويق و تحريك مى كرد.[٢] ابن قتيبه نوشته است: «او در سال شصت و اندى به هلاكت رسيد.»[٣]
عداوت و حقد او نسبت به پيامبر اسلام، از همان دوران عهد رسالت آشكار بود. امام باقر عليه السلام نقل مىكند: حضرت رسول صلى الله عليه و آله گاه كه در منزلگاهى فرود مىآمد، افسار شتر را بر گردهاش مىافكند و شتر را رها مىكرد تا در خرگاه آزادانه بچرد. گاهى شتر مقابل خيمه يكى از صحابه مىرفت و آنان چون مىدانستند شتر پيامبر است، چيزى به او مىدادند. يكبار كه كنار خيمه سمره رسيد، سمره با چوبدستى بزرگش چنان بر سر حيوان كوفت كه سر حيوان شكافت و خون جارى شد.[٤]
آرى، نفاق و كينه او نسبت به اسلام، براى همگان روشن بود و در صفحات تاريخ از بدگفتارى و رفتار زشت او چيزهايى نوشته شده كه مايه شگفتى است. دشمنى بسيارى نيز او با مولا اميرمؤمنان عليه السلام داشت و همين براى اثبات نفاق و حقد او به اسلام كافى است.
[١] . تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٢٣٧.
[٢] . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ٤، ص ٧٨.( روى أحمد بن بشير عن مسعر بن كدام قال: كان سمرة بن جندب أيام مسير الحسين عليه السلام إلى الكوفة على شرطة عبيدالله بن زياد و كان يحرّض الناس على الخروج إلى الحسين عليه السلام و قتاله.)
[٣] . او از جمله ده نفرى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره آنها فرمود:« آخركم موتاً في النّار.» المعارف، ابن قتيبه، ص ٣٠٥.
[٤] . كافى شريف، ج ٨، ص ٣٣٢.